بررسی مجموعة «آخر شاهنامه» مهدی اخوان ثالث از منظر تحلیل انتقادی گفتمان

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان (نویسنده مسئول)

doi
10.22075/jlrs.2020.18732.1575
چکیده

تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی علمی و میان‌رشته‌ای است که ریشه در زبان‌شناسی انتقادی دارد و هدف اصلی آن، بررسی کاربرد زبان در جامعه و سیاست است. تحلیل گفتمان انتقادی از طریق سبک‌شناسی، نقد ادبی و مطالعات تحلیل متون با ادبیات - به‌عنوان متونی ارتباطی - سروکار دارد. سه مسئلة زبان، ایدئولوژی و قدرت، از مفاهیم بنیادی در این رویکرد به‌شمار می‌روند. گفتمان‌شناسان سعی دارند با توصیف و تحلیل ساخت‌های زبانی متون و فعّال کردن متن در بافت غیرزبانی آن، به کشف معنا و مهم‌تر از آن، ایدئولوژی پنهان در متن بپردازند. سه شعر نیمایی از مجموعة آخر شاهنامه، سرودة مهدی اخوان ثالث، در این مقاله بررسی شده است. پرسش اساسی این پژوهش، چگونگی استفاده اخوان از انواع امکانات زبانی در مفصل‌بندی گفتمانی است که به آن باور دارد. روش تحلیل این اشعار براساس الگوی سه‌بُعدی نورمن فرکلاف، زبان‌شناس اجتماعی است که تحلیل گفتمان انتقادی را با افزودن سطوح تفسیر و تبیین، از سطح توصیف فراتر برده است. براساس این الگو مشخّص می‌شود که اخوان ثالث با بهره‌گیری آگاهانه از امکانات سازه‌های زبانی، شامل آواها، واژگان و ساختار نحوی متن، به مفصل‌بندی لایه‌های گوناگون گفتمانی و ایدئولوژیک خویش پرداخته است. مشروعیت‌زدایی از گفتمان قدرت‌های مسلّط، برجسته‌سازی کاستی‌های گفتمان موجود و ناامیدی از تغییر شرایط نابسامان به وضعیتی مطلوب و سامان‌یافته، عناصر گفتمان‌ساز شعر اخوان ثالث در این مجموعه است.