الگوی مفهومی تحلیل زباهنگ روشی مؤثر در معرفی فرهنگ ایرانیان به غیرفارسی‌زبانان( مطالعه‌ی موردی: زباهنگ مرگ‌اندیشی در شاهنامه‌ی فردوسی)(مقاله علمی- پژوهشی)

نویسندگان

1 نویسنده‌ی مسئول، استادیار آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانش آموخته ‏ی کارشناسی ارشد آموزش زبان فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.30479/jtpsol.2021.15104.1521
چکیده

باتوجه به اهمیت فرهنگ در آموزش زبان فارسی می‌توان از زباهنگ‌ها برای این مسئله‌ی مهم بهره برد. زباهنگ (زبان و فرهنگ) ساختارها و عباراتی از زبان است که نشان‌دهنده‌ی‌ فرهنگ هر قوم است. از آنجا که فرهنگ هر ملتی در ادبیات آن بازتاب دارد، به‌نظر می‌رسد متون ادبی به‌ویژه شاهنامه‌ی فردوسی منبع مناسبی برای آموزش باشد. در پژوهش حاضر با هدف نشان دادن چگونگی آموزش فرهنگ برپایه‌ی الگوی مفهومی تحلیل زباهنگ که به‌نظر می‌رسد چارچوبی جامع و مناسب برای شناسایی الگوهای فرهنگی و انتقال آن به دیگر جوامع است، یکی از زباهنگ‌های پربسامد زبان فارسی، یعنی زباهنگ مرگ‌اندیشی واکاوی شد. بدین‌منظور 130 قطعه‌ی زبانی مربوط به این زباهنگ از مجموعه‌ی امثال و حکم انتخاب و از منظر  الگوی SPEAKING  بررسی شد. در گام بعد، نوع هیجان و بسامد تجربه‌ی افراد نسبت‌به این زباهنگ براساس الگوی هَیَجامَد (هیجان+بسامد) ارزیابی و فرهنگ مستتر در این زباهنگ مورد مداقه قرار گرفت. نتایج نشان داد این زباهنگ در شاهنامه بسامد بالایی دارد و افراد افزون‌بر تجربه‌های شنیداری، دیداری و لمسی خود آن را با اهدافی مانند ترغیب به نیکوکاری، پرهیز از دنیاگرایی و اظهار بر اجتناب‌ناپذیر بودن مرگ استفاده می‌کنند. الگوهای فرهنگی حاکم بر زباهنگ مرگ‌اندیشی نشان‌دهنده‌ی فرهنگ جمع‌گرا، سخت‌گیر، جهت‌گیری‌های کوتاه‌مدت و ابهام‌گریز جامعه‌ی ایرانی است. در ادامه، نگارندگان به‌منظور آموزش این الگوهای فرهنگی متنی را که حاوی زباهنگ هدف بوده و براساس الگوی SPEAKING تنظیم شده است، انتخاب کرده و باتوجه به الگوی هَیَجامَد که به حواس و هیجانات در آموزش توجه دارد، آن را تدریس کرده‌اند.