شناسایی پیکره بنیاد الگوهای انسجام بخشی در گفتمان علمی زبان فارسی: رویکردی کاربردی در آموزش زبان فارسی برای اهداف دانشگاهی(مقاله علمی- پژوهشی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی، دانشگاه شیراز

2 نویسنده ‏ی مسئول، استاد گروه زبان شناسی، دانشگاه شیراز

3 دانشیار گروه زبان شناسی، دانشگاه شیراز

doi
10.30479/jtpsol.2022.16306.1554
چکیده

پژوهش‌ها نشان می‌دهند زبان علمی علاوه بر برخورداری از واژگانی اختصاصی، حائز ویژگی‌های نحوی و ساختاری است که آن را از زبان عمومی منفک می‌سازد. در این میان، متون دانشگاهی نقش به‌سزایی در شناسایی این ویژگی‌ها و استخراج الگوهای بسامدی از ساختارهای زبانی دارند. لذا، پژوهش حاضر جهت بررسی الگوهای انسجام‌بخشی به متن مطابق با انگاره انسجامی مطرح در دستور نظام‌مند نقش‌گرا با هدف کاربرد در آموزش زبان فارسی برای اهداف دانشگاهی انجام پذیرفت. در این راستا، در پیکره‌ای از متون دانشگاهی در دو رشته علوم‌اجتماعی و زیست‌شناسی که به ترتیب مشتمل بر حجمی با 21133 و 19131 واژه بودند، الگوهای انسجام‌بخش استخراج گردید. نتایج نشان داد در سطح واژگانی، عناصر تکرار، باهم-آیی، شمول معنایی، تضاد و هم‌معنایی و در سطح دستوری، عناصر ارجاع، جانشینی و حذف، از عوامل انسجام در فارسی علمی هستند که آزمون آماری کای-دو رابطه معنی‌دار تفاوت توزیع و فراوانی این عناصر را تأیید کرد. نتایج حاصل بدین قرار بود که به‌طور کلّی، در زبان فارسی علمی عناصر واژگانی بیش از عناصر دستوری در انسجام متون نقش دارند. همچنین مشخص شد در سطح واژگانی دو عنصر باهم‌آیی و تکرار به ترتیب در متون علوم‌اجتماعی و زیست‌شناسی و در سطح دستوری نیز دو عنصر ارجاع شخصی در متون علوم‌اجتماعی و ارجاع اشاره‌ای در زیست‌شناسی حائز بیشترین کاربرد معنی‌دار بوده‌اند. نتیجه دیگر، کاربرد کم‌تر عنصر حذف در هر دو گونه علمی نسبت به سایر عناصر بود. در پایان، الگویی بسامدی از حضور عناصر انسجام‌بخش در هریک از گونه‌های علمی به‌دست آمد.