مقایسه‌ی واژه‌های آموزشی کتاب‌های آموزش زبان فارسی با واژه‌های پایه‌ی زبان(مقاله علمی- پژوهشی)

نویسندگان

1 دانشجوی مقطع دکتری زبان‏شناسی همگانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 نویسنده ی مسئول، استادیارگروه زبان‏شناسی همگانی، دانشگاه تربیت مدرس

3 استادیار گروه زبان‏شناسی همگانی، سازمان سمت

doi
10.30479/jtpsol.2022.16550.1566
چکیده

آموزش زبان علاوه بر این که شامل چهار مهارت خواندن، نوشتن، صحبت کردن و شنیدن است، دو مولفه‌ی مهم نیز دارد: دستور و واژه. با توجه به مدت زمان کوتاه تدریس زبان به زبان‌آموزان، انتخاب محتوای مناسب برای آنها اهمیت به‌سزایی دارد. انتخاب واژه‌های مناسب یکی از بخش‌های مهم برای تهیه‌ی متون درسی است. یکی از معیارهای انتخاب واژه‌های مناسب برای تدریس، انتخاب از میان واژه‌های پرکاربرد زبان است. به این ترتیب، زبان‌آموز واژه‌های مرسوم زبان را سریع‌تر یاد گرفته و زودتر می‌تواند به هدف خود در ایجاد ارتباط با جامعه‌ی مقصد نزدیک شود. در پژوهش حاضر تلاش کردیم میزان انطباق واژه‌های انتخابی کتاب‌های آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان جهت آموزش بر واژه‌های کاربردی و پایه‌ی زبان فارسی را بسنجیم. برای این منظور واژه‌های آموزشی چهار کتاب آموزشی گام اول، مینا، آموزش کاربردی واژه و آموزش فارسی را در سطح مقدماتی با واژه‌های پربسامد مستخرج از پیکره در فرهنگ بسامدی، همشهری، فرهنگ بسامدی فارسی و فرهنگ زبان‌آموز پیشرفته‌ی فارسی مقایسه می‌کنیم. مشخص شد که انطباق واژه‌های آموزشی این کتاب‌ها با واژه‌های پرکاربرد زبان فارسی بین 5 تا 26 درصد است که در مجموع مقدار کمی محسوب می‌شود و نیاز به اصلاح آموزش واژه در این کتاب‌ها و همچنین بررسی مجدد فهرست واژه‌های پربسامد فارسی احساس می‌شود.