کارکرد معیارهای نشانه‌ای، ساختاری، ارزشی و نقشی در تحلیل فرایند زایشی معنا و دلالت‌پردازی در نظام نشانه‌ای زبانی و ادبی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری

doi
10.22075/jlrs.2020.18351.1544
چکیده

نشانه- معناشناسی، حوزة مطالعاتی جدیدی است در زمینة تبیین کارکرد لایه‌های زیرین نشانه‌هاو دست یافتن به روابط متقابل نشانه‌ها ودستاورد آن، چگونگی ظهور معناست. بر این اساس، به چارچوبی در حوزة نشانه- معناشناسی نیازمندیم تا بتوانیم به فرایند زایشی معنا در متن ادبی دست یابیم. به رغم تمایز دو دیدگاه در زمینة «تعیّن معنا» بر پایة نظریة نشانه‌شناسی سوسور و «عدم تعیّن معنا»، بر پایة باور به لایه‌های تاریک و رازناکیِ متن ، بر اساس دو نظریة نشانه‌شناسی ساختارگرای سوسوری و پیرسی و شالوده‌شکنی پساساختارگرای بارتی و دریدایی، می‌توان معیارهایی در فهم متن ادبی، چگونگی ظهور معنا و سنجه‌هایی در تبیین ساختارهای زبانی متن و نشانه‌های ادبی و تمایز بین دلالت «لفظ» بر معنا در «اثر زبانی»  و دلالت «نشانه» بر معنا در «اثر ادبی» و دو نظام نشانه‌ای زبانی و ادبی ارائه کرد. به کمک پیوند بین نشانه و معنا و چهار «معیار نشانه‌ای»، «معیار ساختاری»،‌ «معیار نقشی» و «معیار ارزشی»، می‌توان به تحلیل چگونگی ظهور معنا و نهایتاً فهم و تأویل متن ادبی دست یافت. از این رو، دست یافتن به مبانی نشانه- معناشناسی، بر اساس چهار مقولة «نشانه»، «ساخت»، «نقش» و «ارزش» و چهار معیار نشانه‌ای، ساختاری، نقشی و ارزشی، در تحلیل فرایند زایشی معنا، هدف این پژوهش است؛ چهار مقوله و معیاری که برای نخستین بار علی‌محمد حق‌شناس برشمرده است.