ابعاد نحوی و معناشناختی فعل وجهی «بایستن» در تاریخ بیهقی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22075/jlrs.2020.20118.1703چکیده
تحلیل نحوی و معنایی فعلهای وجهی، بهویژه فعل وجهی «بایستن»، به دلیل وضعیت خاص تصریفی، نحوی و معنایی آن، از بحثهای چالشبرانگیز در مطالعات دستوری زبان فارسی بوده است. این مطالعات عمدتاً بر کاربردهای این فعل در فارسی معاصر متمرکز بوده، کمتر به بررسی تاریخی در این زمینه پرداخته شده است. پژوهش حاضر، با اتکا به شواهد مستخرج از تاریخ بیهقی (۱۱۱۴ مورد)، بر آن است ویژگیهای نحوی و معنایی این فعل را که عمدتاً محل مناقشهاند، بررسی کند. در این نوشتار، ابتدا با اشاره به ویژگیهای این فعل از منظر تصریفپذیری، وضعیت این فعل را از نظر زمان دستوری، دلالتهای زمانی و تمایز میان صورتهای مختلف ماضی و همچنین صورتهای مضارع مشخص کردهایم. در ادامه، نشان دادهایم در ظرفیت این فعل، یا یک گروه اسمی (در نقش فاعل) وجود دارد یا یک بند متمّمی. در حالت اخیر، دو فرضیه را دربارۀ فاعل «بایستن» مطرح و بررسی کردهایم: یکی، در نظر گرفتن خود بند متمّمی بهعنوان فاعل و دیگری، پوچواژۀ پنهان. بدین ترتیب نشان دادهایم تکصیغهای بودن این فعل، متأثر از ماهیت نحوی و معنایی فاعل است و ربطی به تغییرات این فعل طی فرایند دستوریشدگی ندارد. در ادامه، مشخص شد بندهای ناخودایستا (مصدرهای مرخّم) فاعل نحوی ندارند و آنچه در بعضی پژوهشها با عنوان فاعل «را»یی مطرح شده، در حقیقت یک گروه اسمی است که نقش نحوی آن، متمّم اختیاری فعل «بایستن» و نقش معنایی آن، بهرهور است. این گروه اسمی، اساساً مستقل از بند متمّمی است. در همین زمینه، مشخص شد برخلاف تحلیل داوری، وجهیت در بندهای ناخودایستا ممکن است کنشگرمحور نیز باشد و دستکم براساس دادههای تاریخ بیهقی نمیتوان حرکت از وجهیت کنشمحور به وجهیت کنشگرمحور را مصداقی از فرایند دستوریشدگی دانست. در انتها، بررسی معنایی فعل «بایستن» در تأیید تحلیلهای پیشین در این زمینه، نشان داد تمام کاربردهای این فعل در تاریخ بیهقی، از نوع وجهیت غیرمعرفتی هستند.