نقش ساخت‌های هم‌پایة قرآن‌کریم در اقتصاد زبانی (مطالعۀ موردی جزء 1-3)

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری (نویسندۀ مسئول)

2 دانش‌آموختۀ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی کرمانشاه

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری

doi
10.22075/jlrs.2020.18814.1580
چکیده

به دلیلاینکه قرآن‌کریم برای هدایت انسان نازل شده‌، زبان آن مانند سایر الگوهای رفتاری انسان، پیرو اصل صرفه‌جویی است. یکی از شاخصه‌های بارز زبان قرآن این است که با صرف کمترین توان، بیشترین بازده را در عمل پیام‌رسانی انجام می‌دهد. البته این کار تا حدّی صورت می‌پذیرد که به اصل پیام و معنا لطمه‌ای وارد نشود. اگر عناصر معادل و تکراری از زبان قرآن حذف نمی‌شد، مملو از حشو و زواید غیرلازم بود که در این صورت، نه‌تنها طولانی و ملال‌انگیز می‌شد، بلکه انتقال معنی و پیام که هدف اصلی این کتاب آسمانی است، به تعویق می‌افتاد. مقالۀ حاضر، پس از بررسی سیر شکل‌گیری نظریۀ اقتصاد زبانی و تعریف اصطلاحات و مبانی نظری پژوهش، با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی، به بررسی نقش ساخت‌های هم‌پایه در ایجاز و کوتاهی جملات و همسویی این موضوع با اصل اقتصاد زبانی پرداخته ‌‌است. برآیند تحقیق نشان می‌دهد، اگر ساخت‌های هم‌پایة قرآن‌کریم در ژرف‌ساخت خود، دارای عناصر مشترکِ هم‌معنا و تکراری باشند، عنصر مشترکِ هم‌معنا که در مقام تکرار قرار گرفته، از روساخت آن حذف و موجب کوتاهی جمله می‌شود که این امر، همسو با اصل اقتصاد و فرایند کم‌کوشانۀ زبان است.