رابطه زبان تفسیر و تجربه عرفانی در اندیشه ابن‌عربی و د.ت سوزوکی

نویسندگان

1 دانشیار گروه الهیات دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان (نویسندة مسئول)

2 استاد گروه الهیات دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان

3 استادیار گروه الهیات دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان

4 دانشجوی دکتری عرفان و تصوف دانشگاه سمنان

doi
10.22075/jlrs.2020.19195.1621
چکیده

زبان، کاربرد و محدودیت‌های آن در خلال مباحث عرفانی، همواره یکی از پیچیده‌ترین موضوعات بوده است. زبان عرفانی که ریشه در تجربة درونی عارف دارد، برای بازگویی تجربه‌ای عرفانی، بر بستری از واژگانِ از پیش موجود با معانیِ نویافته و نیز بر نماد‌ها و استعاره‌ها قرار گرفته است. مجموعة درهم تنیدة واژگان و نمادها که بر شالودة تجربة درونی عارف استوار شده، زبان عرفانی را قوام بخشیده است. عرفا از یک سو و فیلسوفان عرفان از سوی دیگر، از جمله کسانی بوده‌اند که به‌طور جدّی به این مسئله پرداخته‌اند. پیچیدگی‌های زبان در عرفان اسلامی، به خوبی خود را در آثار ابن‌عربی، به‌ویژه در تفاسیر او از آیات قرآن نشان می‌دهد. ابن‌عربی آیات را بر اساس دیدگاهی کاملاً متفاوت با معنای ظاهری تأویل می‌کند و حتّی تفاسیر کاملاً متناقضی با ظاهر آیات به دست می‌دهد. از سوی دیگر، در آیین ذن، با تناقض‌های بسیاری در گفته‌ها و حکایات دینی روبه‌رو هستیم. سوزوکی، متفکر بزرگ و معاصر آیین ذن، این تناقض‌ها را طبیعی و بدون ایراد می‌بیند. در این تحقیق، به بررسی جایگاه زبان و کارکردهای آن در عرفان ابن‌عربی و آیین ذن می‌پردازیم و به روشی توصیفی-مقایسه‌ای نشان می‌دهیم ابن‌عربی، به نمایندگی از عرفان اسلامی و سوزوکی، به نمایندگی آیین ذن، چه عقیده‌ای دربارة این موضوع زبان دارند. هدف از این پژوهش، ایجاد چشم‌انداز‌های تازه در بررسی‌های تطبیقی‌ عرفان است. یافته‌های این پژوهش را می‌توان چنین بیان کرد که ابن عربی و سوزوکی، زبان را برای انتقال تجارب عرفانی ناکارآمد می‌دانند؛ امّا رویکرد‌هایی که هرکدام از این دو متفکّر برای استفاده از زبان در انتقال تجارب عرفانی به کار می‌گیرند، با یکدیگر متفاوت است.