دیدگاه مدرسان در خصوص اهمیت مجاز و استعارهی ادبی در آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان از طریق متون ادبی (مقاله علمی پژوهشی)
نویسندگان
1 نویسنده ی مسئول، استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی
4 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان
doi
10.30479/jtpsol.2021.14583.1502چکیده
پژوهش حاضر به شیوهای پیمایشی به تعیین میزان و درجهی اهمیت شاخصهای مجاز و استعارهی ادبی در آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان از طریق متون ادبی پرداخته است. بدینمنظور نخست پرسشنامهای محققساخته دربردارندهی هشت گویه از مؤلفهی مجاز و شش گویه از مصادیق استعاره در سه سطح زبانی تهیه شد و به صورت غیرتصادفی دسترسپذیر و هدفدار در اختیار 94 تن از مدرسان ایرانیِ با سابقهی تدریس در حوزهی آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان که با مقولات ادبیات فارسی نیز آشنایی داشتند قرار گرفت. دادههای بهدستآمده برای پاسخگویی به پرسشهای پژوهش از طریق نرمافزار اسپیاساس 22 و آزمونهای آماری کای-دو یکطرفه، فریدمن و من- ویتنی مورد بررسی قرار گرفت. بخشی از نتایج به دست آمده از تحلیل دادهها حاکی از آن است که جمعیت نمونه تمام شاخصهای تعیینشده در دو سطح مبتدی و میانی را در هر دو مؤلفهی مجاز و استعاره بیاهمیت قلمداد کردهاند که این نتیجه، این باور را که مجاز به علت بسامد وقوع بالا به گونهی هنجار متعلق است، حداقل در حوزهی آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان به چالش میکشد. علاوه بر این، شاخص استعارههای بعید نیز بهطورکلی توسط جمعیت نمونه بیاهمیت شمرده شده است، ولی مدرسان فاقد تجربهی آموزش ادبیات، بر اهمیت شاخص مذکور تأکید داشتهاند که این رویکرد از یک سو حاکی از کارآمدی تجربهی آموزش ادبیات در رویارویی با استعارههای ادبی، و از دیگر سو نشاندهندهی برداشته شدن مرز میان دو حوزهی آموزش زبان و آموزش ادبیات در مواجهه با استعاره بهعنوان یکی از شگردهای آفرینش ادبیت است.