تحلیل مفهوم مرگ در شعر فروغ فرخزاد بر اساس نظریه استعاره شناختی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی،زنجان، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی،زنجان، ایران (نویسنده مسئول)
doi
10.22075/jlrs.2020.18900.1587چکیده
هدف مقالة حاضر، تبیین پایههای شناخت فروغ فرخزاد از مفهوم مرگ است. این مقاله، بر مبنای نظریة طرحوارههای تصویری جانسون، بر آن است تا به شیوة تحلیل مفهومی نشان دهد که استعارهها، تشبیهها، نمادها و تمثیلهای فروغ، چه تصویری از مرگ ارائه میدهند. در این مقاله، با نشان دادن طرحوارههای تصویری فروغ از مفهوم انتزاعی مرگ، به این نتیجه میرسیم که استعارههای شعر فروغ، شالودة تجربیات و نشانگر نظام شناختی او هستند. با شناسایی نگاشتهای استعاری فروغ دربارة مرگ، میتوان زیرشاخههایی را که از این بدنة اصلی در شعر او روییدهاند، کاوید و گزارش کرد و بدین نکته پی برد که چگونه سمتوسوی زندگی و اندیشة فروغ، تابع تعداد محدودی نگاشت است که سبب وحدت نگرش او وکنشهای پایدارش با محیط فرهنگی، فیزیکی، اجتماعی و... میشود.