ارجاع شخص در فرهنگ عامیانه سیستانی ایرانی (داستان‌ها و افسانه‌ها)

نویسندگان

1 استادیار زبان شناسی دانشگاه زابل

doi
10.22075/jlrs.2020.18030.1509
چکیده

این مقاله که بر پایه پرگمتیکیا همان زبان کاربردی است، موضوع ارجاع به شخص و ابزار ارجاع را در فرهنگ عامیانة گونه زبانی سیستانی ایرانی بر اساس رویکرد دسترسی بررسی می‌کند. در کنار معرفی این‌گونه زبانی، شرایط اعمال ارجاع و به‌کارگیری انواع متفاوت ابزار ارجاع، مانند اسم‌ها، ضمایر و پیش‌ارجاعی صفر (ضمیر تهی) در داستان‌ها و افسانه‌ها‌ی این‌گویش مطالعه شده است تا سرپیچی احتمالی ارجاع از قوانین عمومی آن را نشان دهد. سیستانی، ‌گویشی از زبان فارسی است که ضمیرانداز است. داده‌های این مقاله از طریق مصاحبه و روایت داستان‌های عامیانه جمع‌آوری شده است. نتایج نشان می‌دهد که علاوه بر استفادة اسم‌های خاص برای تأکید، استفادة ابزار پیش‌ارجاعی صفر، بالاترین رخداد را داشته که با توجه به تئوری حاکمیت و مرجع‌گزینی چامسکی، دلیل نقض این قانون آن است که شرایط گسستگی، مانند پایان جمله‌واره‌ها که ضرورت وقوع اسم‌ها و ضمایر را در آغاز جمله بعدی می‌طلبد، نادیده گرفته می‌شود. تحلیل آماری نیز تفاوتی معنادار را در بسامد انواع ابزار ارجاع نشان می‌دهد. در فرایند بازیابی مرجع، هنگامی که پیش‌ارجاعی صفر استفاده می‌شود، هیچ‌گونه نشانة دیگری برای تعیین هویت مرجع به کار نمی‌رود، حتّی اگر فاصلة بین عنصر‌های ارجاعی، یعنی مرجع و ضمیر متقابل، زیاد باشد و کار پیگیری داستان را مشکل سازد. فاصله زیاد بین مرجع و ضمیر تهی در این داده‌ها خلاف نظر ‌گیوون در رابطه مستقیم بین فاصلةه اندک و وقوع پیش‌ارجاعی صفرو اصل استفاده از عبارت اسمی است. هنگام روایت داستان، اگرچه در بعضی مواقع شناسه‌های شخص در فعل‌های مربوط دسترسی به این گونه مرجع‌ها را میسّر می‌سازد، توجه و تمرکز شنونده‌ها برای بازیابی و شناسایی مراجع، بسیار ضرور و کارآمد به نظر می‌آید که این خود می‌تواند حاکی از وجود علاقه و فر‌هنگ داستان‌سرایی و فراگیری آن‌ها در جامعة سیستانی از دیرباز بوده باشد که توانسته داستان‌ها و افسانه‌ها را سینه به سینه به نسل‌های بعدی انتقال دهد.