انسجام در ابیات مغانه‌ای خاقانی و حافظ براساس الگوی نظام‌مند هلیدی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد خرم آباد، دانشگاه آزاد اسلامی ،خرم آباد، ایران. گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان. (نویسنده مسئول)

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد خرم آباد، دانشگاه آزاد اسلامی ،خرم آباد، ایران.

3 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد خرم آباد، دانشگاه آزاد اسلامی ،خرم آباد، ایران.

doi
10.22075/jlrs.2019.17844.1490
چکیده

یکی از نظریه‌های زبان‌شناسی که در عصر حاضر، در تحلیل متون ادبی به‌ کار گرفته می‌شود، نظریۀ نقش‌گرای نظام‌مندِ هلیدی است. در این رویکرد، زبان، اصلی‌ترین وسیلۀ انتقال فرهنگی است و هر عنصری از آن، براساس نقش معیّن در نظام کلّی زبان معرفی می‌شود. این رویکرد متن‌محور، دارای ابزارهای مختلفی برای نشان دادن انسجام در متن برای انتقال بهتر مفاهیم ذهنی گوینده است که در این مقاله به‌عنوان متغیرّ مستقل انتخاب شده است. از طرف دیگر، در متغیرّ وابسته، خاقانی از جمله شاعرانی است که در لفظ و معنا و نیز در ایجاد ساختار بیرونی و درونی شعر مغانه‌ای، بر حافظ تأثیر گذاشته است. خاقانی یکی از مهم‌ترین شاعرانی است که بعد از سنایی و عطار و قبل از مولوی و حافظ، به سرودن اشعار مغانه‌ای اهتمام ورزیده است. حافظ در این زمینه در بین متقدّمان، از خاقانی الگوگیری و تأثیرپذیری بیشتری داشته ‌است. جامعۀ آماری در این پژوهش، شصت بیت از ابیات مغانه‌ای خاقانی و حافظ، از هرکدام سی بیت است. براساس این رویکرد، با نشان دادن میزان انسجام و بررسی عوامل ایجادکنندۀ انسجام در این ابیات و ترسیم توزیع فراوانی و درصد آن‌ها، این نتیجه حاصل شد که میزان حضور ابزارهای انسجام در ابیات مغانه‌ای خاقانی، بیشتر از ابیات مغانه‌ای حافظ است.