بررسی جادوی مجاورت در شعر کودک (با تکیه بر شعر ناصر کشاورز، شکوه قاسمنیا، محمدکاظم مزینانی و نیلوفر بهاری)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد دانشگاه گنبد کاووس
2 استادیار دانشگاه گنبد (نویسنده مسئول)
3 استادیار دانشگاه گنبد کاووس
doi
10.22075/jlrs.2019.17801.1492چکیده
یکی از وجوه برجستة شعر کودک، آمیختگی تنگاتنگمحتوای متن با موسیقی است. کاربرد موسیقی در شعرکودک، چنان ضروری است که میتوان آن را مهمترین راهبرد ارتباط ادبی با کودک و تأثیر در او دانست که اگر رعایت نشود، نهتنها از جذّابیت آن میکاهد، بلکه تناسب و انسجام شعر را نیز دچار مشکل میکند. این تحقیق، با رویکرد بلاغیِ «جادوی مجاورت» و بر مبنای دیدگاههای زبانشناسانه دربارۀ مفهوم «نظم»، به تحلیل آثار چهار شاعر کودکانهسرا متعلق به گروه سنّی «الف» و «ب» پرداخته است. آنچه از این بررسی به دست آمد، نشان داد که: 1. از میان انواع توازنها، توازن آوایی، بسامد بالا و بیشترین کارکرد القایی را دارد. در توازن واژگانی نیز قافیه و شرایط ویژة آن در این متون، زمینهساز شکلگیری جادوی مجاورت شده و در توازن نحوی نیز تنها همنشینسازی نقشی، در ایجاد این تناسب نقش داشته است. 2. عناصر هیچانگی که نقشی در معنی مطرح در شعر ندارند، یکی از عوامل مؤثر موسیقیساز در این متون هستند که شاعران در خلال آنها معانی ومقاصد آموزشی خود را گنجانده، به مخاطب ارائه میکنند. 3. پیوند عمیق موسیقی ومضمون شعر کودک میتواند علاوه بر لذتآفرینی، محتوای آموزشی نیز داشته باشد. توازنهای موجود در این اشعار، با تأثیر ناخودآگاه در تخیّل و عاطفة کودک، به تجربة حسّی او درآمده و انتقال معنی را به او تسهیل کردهاند.