تأثیر تلمیحات اسطوره ای در بیان تجربه های عرفانی (بر اساس منطق الطیر عطار)

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکدۀ ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشکاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران ، ایران

3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)

4 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، داشنگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22075/jlrs.2019.17727.1473
چکیده

عارف در بیان اشعار خود، ابزارهایی به کار می‌برد تا تجربه‌های روحانی خود را آسان‌تر به مخاطب القا کند. یکی از این ابزارها، اسطوره است. بر این اساس، می‌توان تصوّر کرد که ابزارهای تصویرساز- به‌ویژه پسااستعاره‌ها از جمله اسطوره- در شعر عرفانی سهمی مهم دارند. در عرفان، گفته‌های شاعر دربارۀ امور معنوی و فراپدیداری است. اسطوره نیز از جهانی متفاوت است و می‌تواند وسیله‌ای مناسب برای بیان امور معنوی– عرفانی باشد. عطار نیشابوری در منطق الطیر با ترکیب خلاقانۀ اسطوره و تلمیح با ژرف‌ساخت تشبیه، تصویرهای زیبا آفریده و با صنایع بلاغی تلمیحی، تصویرسازی کرده است. در این پژوهش، ضمن معرفی این صنعت تلفیقی، یعنی تلمیح اسطوره‌ای نشان خواهیم داد که عطار در توصیف تجارب عرفانی، از این صنعت چگونه بهره برده و چگونه اسطوره و عرفان را با یکدیگر پیوند زده است. به عبارتی دیگر، هدف از این مقاله، توجه به اسطوره و تلمیح در قالب رمزها و نمادهایی است که در پرتو نوعی احساسات و شهودات زیستۀ عرفانی و باطنی، فهم و تفسیر می‌شوند و همچنین دگرگونی اسطوره به عرفان و گذر عناصر و نشانه‌های آن‌ها از حماسۀ تاریخی و ملّی به حماسۀ عرفانی و معنوی.