کارکرد موسیقی شعر در حکایت شیخ صنعان از منطق الطیر عطار نیشابوری
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیامنور تهران، ایران
2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیامنور تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیامنور تهران، ایران (نویسنده مسئول)
4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیامنور تهران، ایران
doi
10.22075/jlrs.2019.17581.1462چکیده
همواره میان خلاقیتهای هنری شعر از یک طرف و معانی و مفاهیم مورد نظر شاعر از سوی دیگر، نوعی پیوند آگاهانه یا ناخودآگاه به وجود میآید. یکی از عناصر مهم شعر که این خلاقیت هنری میتواند در آن ظهور و بروز پیدا کند، موسیقی چهارگانة بیرونی، کناری، درونی و معنوی شعر است. در اجزا و عناصر این موسیقی چهارگانه، قابلیتهای فراوانی در خدمت به معنا وجود دارد که در آثار پژوهشگران بهطور جداگانه به برخی از آنها اشاراتی شده است؛ امّا هنوز در این باب، جای تأمل بسیار هست؛ مثلاً در موسیقی بیرونی شعر و در یک وزن ثابت عروضی، قابلیتهایی برای انعطاف و تنوّع موسیقایی وجود داردکه به آن توجه کافی نشده است. نکاتی نویافته در انواع دیگر موسیقی شعر نیز وجود دارد که وقتی همة آنها در یک متن و در ارتباط با احساس و اندیشة خاص شاعر، مورد نظر قرار میگیرد، نتایج جالب توجهی به دست میآید. نگاه به حکایت نسبتاً بلند شیخ صنعان از منطق الطیر عطار نیشابوری، به دلیل تغییر و تنوع زیاد عاطفی در صحنههای مختلف آن، از این جهت میتواند مبنایی برای نشان دادن تغییر و تنوّع موسیقی چهارگانة شعر در خدمت به مضامین مختلف باشد.