بررسی کارآمدی تصویرسازی در تحقق اهداف آموزشی در کتابهای آزفا؛ بررسی موردی: مینا (۱) و ویراست دوم فارسی بیاموزیم (۱) (مقاله علمی پژوهشی)
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی
2 نویسندهی مسئول، دانشآموختهی کارشناسیارشد هنرهای تجسمی (تصویرسازی)، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم، تحقیقات، تهران
doi
10.30479/jtpsol.2020.12845.1475چکیده
تصویرسازی برای کتابهای آموزش زبان، ذیل تصویرسازی اطلاعرسان میگنجد. در این پژوهش به بررسی تصویرسازی در دو کتاب آموزش زبان فارسی پرداختهایم: ویراست دوم فارسی بیاموزیم (1) و مینا (۱). بدین منظور، برای برآورد ارزش یادگیری هر تصویر در چارچوب پیشنهادی کلارک و لیون (۲۰۱۱)، به صورت تصادفی مقدار مشابهی از محتوای آموزشی هر دو کتاب (حدود ۲۵ درصد از کل محتوا) را برگزیدیم و نقشهای ارتباطی، روانشناختی و دیگر مؤلفههای مؤثر در دستیابی به اهداف آموزشی را سنجیدیم. در کتاب مینا نقش ارتباطی بازنماینده و در کتاب فارسی بیاموزیم بازنمایندهی بافت پربسامدترین نقش ارتباطی است. تصویرسازی هر دو کتاب اشکلات متعددی از قبیل بازنمایی ضعیف اهداف درس، جزئیات نامرتبط، ابهام در تصویر، بازنمایندگی ضعیف بافت، مقایس کوچک تصاویر، عدم وضوح و... دارد که بعضی از آنها موجب اضافهبار شناختی میشوند و اساساً مانع نقشهای روانشناختی تصاویر برای رسیدن به اهداف درس هستند. بسامد این اشکالها در فارسی بیاموزیمکمتر است. در این کتاب، استفاده از شخصیتهای یکسان، استفاده از تصویرسازی دورنگ و تصویرسازی رنگی در یک قاب برای متمایز کردن هدف اصلی از هدف فرعی درس، تمایز گذاشتن میان واقعیت و خیال با همین تکنیک، استفاده از تصاویر مبهم در راستای شخصیسازی و...، روشهایی است خلاقانه در جهت بازنمایی بهتر محتوا. در این کتاب، سفیدخوانی، صفحهبندی و حجم و اندازهی تصاویر و مطالب متناسب با سطح نوآموز تنظیم شده است؛ این در حالی است که در کتاب مینا علاوه بر اشکالهای پیشین، پر شدن صفحه با مطالب و تصاویر متعدد موجب اضافهبار شناختی برای زبانآموز میشود.