زمین و آسمان بر محور استعاره (روند استعاریِ معنابخشی به پدیده های طبیعی بر پایۀ استعاره های جهتی)

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران (نویسندة مسئول)

2 دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه سمنان

doi
10.22075/jlrs.2020.20207.1706
چکیده

سازوکار استعاری ذهن در معنابخشی به جهان، نقطۀ محوری این تحقیق است. نظریۀ معاصر استعاره که نقش استعاره را در معنابخشی به جهان اطراف مطرح می‌کند، یکی از دستاوردهای مهم زبان‌شناسی شناختی است. از میان انواع استعاره‌های مفهومی‌ که این نظریه به تشریح آن‌ها می‌پردازد، استعاره‌های جهتی به آن نوع از استعاره اشاره دارد که پدیدارهای جهان را به‌واسطۀ جهات، برای ما معنادار می‌کند. آن‌چنان که در این تحقیق نشان داده‌ایم، شاید برای شمار بسیاری از اهالی زبان، آشکار نباشد که چگونه پدیده‌های طبیعی، به‌دلیل جایگاه قرارگیری‌شان در جهات، با مفاهیم انتزاعی مرتبط دانسته می‌شوند و به صفاتی متصّف می‌‌شوند که هرچند در عمیق‌ترین لایه‌های دانش زبانی ما نهفته است، در حقیقت هیچ‌ ارتباط ذاتی میان آن صفات و آن پدیده‌های طبیعی وجود ندارد. در تحقیق حاضر، با ارائۀ نمونه‌هایی از بزرگ‌ترین متون ادبی فارسی نشان داده‌ایم که چگونه بشر، مفاهیمی را از حوزۀ تجربه‌های دینی، معنوی، فیزیکی، عاطفی، جنسیتی و... به عاریه می‌گیرد و بر پدیده‌های جهان طبیعی فرامی‌افکند. همچنین کوشیده‌ایم تبیین کنیم که این فراافکنی‌ بر مبانی مربوط به جهت و جهتمندی استوار است. این نمونه‌ها در عین حال که روند معنادار شدن جهان از طریق استعاره را بر ما روشن می‌سازند، نقش انکارناپذیر متن‌ها را در تثبیت استعاره‌ها، نهادینه شدن آن‌ها و ابلاغ آن‌ها به گویندگان اعصار بعد بازگو می‌کنند.