نقش زبان در باور پذیری خرق عادت های تاریخ سیستان

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه خوارزمی تهران (نویسندۀ مسئول)

2 دانشیار دانشگاه خوارزمی

doi
10.22075/jlrs.2019.17592.1463
چکیده

بخش عمده‌ای از زیبایی‌های نثر مرسل، بر دوش زبان نهاده شده ‌است. زبان به‌عنوان یک عامل مهم در روایت خرق ‌عادت‌های تاریخی، کارکردی پارادوکسی دارد؛ از سویی، با وسعت بخشیدن به تخیَل، ادبیّت متون تاریخی را ارتقا می‌بخشد و خواننده را از جهان واقعیت جدا می‌سازد و از سوی دیگر، با نگرش زبان‌شناسانه در ایجاد منطق و رابطۀ علت و معلولی زبان، مخاطب را به بستر واقعیت برمی‌گرداند تا در اوج التذاذ و حیرت‌انگیزی، خرق‌عادت‌های تاریخی را بپذیرد. این مقاله با تلفیق زبان‌شناسی ساختارگرا و زبان‌شناسی نقش‌گرا و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، عناصر زبانی و فرازبانی را در داستان «مولود مصطفی(ص)» از تاریخ‌ سیستان بررسی کرده، نشان می‌دهد که نویسنده برای باور‌‌پذیر کردن خرق‌ عادت‌ها، از کارکرد پارادوکسی زبان در ایجاد ادبیّت و انتقال واقعیت، بیشترین بهره را برده ‌است.