عنصر تضاد در اشعار نیایشی میخائیل لرمانتف
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات روسی دانشگاه تهران
2 استاد زبان و ادبیات روسی دانشگاه تهران (نویسنده مسئول)
3 کارشناس ارشد زبان روسی از دانشگاه تهران
doi
10.22075/jlrs.2020.18750.1576چکیده
اشعار میخائیل لرمانتف شاعر سدۀ نوزدهم روسیه، تا امروز در میان منتقدان و اهل ادب، از جایگاهی ارزنده برخوردار است. او در ادبیات روسی، به شاعر رمانتیک و عاصی محزون، معروف است. از ویژگیهای برجستۀ شعری وی، تضاد و تقابل و ایجاد تردید عذابدهنده در درک مفاهیم است. لرمانتف با اشعارش در خواننده، دوگانگی آزاردهندهای را ایجاد میکند. در این مقاله به مضامین شورشی در اشعار شاعرو ویژگیهای اشعار نیایشی او اشاره میشود.وی طی سالهای 1829 تا 1839 چهار شعر با عنوان «نیایش» سروده است. از ویژگی بارز این اشعار این است که شاعر به شیوۀ منحصر بهفرد خود (نیایش من) با خدا سخن میگوید. با بررسی اشعار نیایشی وی میبینیم که شاعر گاه حتّی با نیش زبان و طبع سرکش خود در مقابل پروردگار میایستد (اشعار سالهای 1829 و 1833). این تصور ایجاد میشود که قهرمان اثر از پروردگار گلهمند است و به مقابله با او برخاسته یا هیچ تمایلی به چشمپوشی از عطش شعرسرایی و امیال عالمِ خاکی ندارد؛ ولی دو شعر سالهای 1837 و 1839 با اشعار قبلی او از منظر سخن گفتن با خالق هستی متفاوت است. در این مقاله به مقایسۀ اشعار مرتبط با دعا و نیایش و چهار شعر لرمانتف با عنوان «نیایش» پرداخته میشود. با بررسی اشعار نیایشی لرمانتف به این نتیجه میرسیم که دو شعر اول (با عنوان نیایش) دارای ویژگی تردید و در تضاد با خالق است؛ امّا دو شعر بعدی (با عنوان نیایش)خضوع شاعر در مقابل پروردگار را نشان میدهند و بیانگر روح جستوجوگر، اعتقادات مذهبی و شکل واقعی عبادت یک فرد مذهبی است و روحیات عرفانی شاعر در آنها تجلّی یافته است. بررسی این اشعار نشان میدهند که شاعر مردّد چگونه از طریق طبیعت به خودشناسی و سپس به خداشناسی میرسد.