تحلیل اقتصادی کاربرد سطوح مختلف سوپرجاذب و تنش رطوبتی در کشت گندم پاییزه
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای آبیاری و زهکشی، گروه آبیاری و آبادانی، دانشکده مهندسی و فناوری کشاورزی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران،
2 دانشجوی دکتری آبیاری و زهکشی، گروه مهندسی آب، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
3 دانشیار، گروه مهندسی آب، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.22059/ijswr.2020.297392.668499چکیده
علیرغم مطالعات صورت گرفته پیرامون کارآیی مصرف سوپرجاذبها در بهبود شرایط فیزیکی خاک و نیز افزایش عملکرد و بهرهوری مصرف آب، مسائل اقتصادی کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. بنابراین به منظور بررسی اثر تنش رطوبتی و سوپرجاذب استاکوزورب بر شاخصهای اقتصادی گندم، آزمایشی در سال زراعی 95-1394 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در اراضی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل سه سطح 100، 70 و 50 درصد نیاز آبی گیاه (بهترتیب FC، 0.7FC و 0.5FC) و مصرف سوپرجاذب استاکوزورب در سه سطح صفر، 50 و 100 کیلوگرم در هکتار (به ترتیب S0، S1 و S2) بود.نتایج حاصل از بررسی شاخصهای اقتصادی نشان داد که بیشترین درآمد خالص فروش گندم به تیمارهای S0,FC و S1,0.7FC اختصاص داشت. بیشترین نسبت درآمد ناخالص به هزینه تولید مربوط به تیمار S0,0.7FC بود که اختلاف معنیداری با تیمار شاهد (S0,FC) در سطح احتمال 5 درصد داشت. بیشترین و کمترین میزان درآمد خالص به میزان آب آبیاری به ترتیب متعلق به تیمارهای S1,0.7FCو S2,0.5FC بود که به میزان 2/44 و 7/11 درصد نسبت به تیمار شاهد (S0,FC) به ترتیب افزایش و کاهش داشتند. بنابراین در بهترین حالت (تیمار S1,0.7FC)، اثرات متقابل تنش و سوپرجاذب، درآمد ناخالص و درآمد خالص را نسبت به تیمار شاهد به ترتیب به میزان 2/12 و 1/1 درصد افزایش داد. در بین اثرات متقابل نیز تنها در شرایط تیمار S1,0.7FC به سبب افزایش عملکرد، افزایش سطح زیر کشت ناشی از کاهش مصرف آب و توجیه اقتصادی، مصرف سوپرجاذب توصیه میشود.