بررسی تأثیر مؤلفههای آهنگین متون ادبی در آموزش زبان فارسی؛ مطالعه موردی شاهنامة فردوسی (مقاله علمی پژوهشی)
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد
3 نویسندهی مسئول، دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد
4 استاد گروه زبان انگلیسی، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.30479/jtpsol.2020.13208.1482چکیده
نگرشهای نوین در آموزش زبان، رویکردهای تازه پدید آورده است. یکی از آنها، توجه به کاربست ادبیات است. پژوهشهایی در بهکارگیری ظرفیتهای ادبی در آموزش زبان فارسی صورت گرفته که اغلب بر کارکرد انتقال فرهنگی، صحه میگذارند؛ برخی نیز تأثیر ادبیات را بر توانش زبانی سنجیدهاند. این که کدام متن ادبی و چه ویژگیهایی از آن میتواند در آموزش زبان، کارآمد باشد، پرسش اصلی است. با جستوجویی در پیشینهی ادبی زبان فارسی، متنهای بسیاری میتوان یافت که علاوه بر کارکرد فرهنگی، توانستهاند در طول زمان، واژگان و ساختار دستوری زبان را حفظ کنند؛ اما از آنجا که اثرگذاری شاهنامه در زبان فارسی، پیش و بیش از هر متن دیگری بوده، مرجع این پژوهش است. یکی از ویژگیهای اصلی شاهنامه، وزن و موسیقی آن است؛ بنابراین پرسش این پژوهش عبارت است از: «آیا بهکارگیری عناصر موسیقایی شاهنامه در محتوای آموزشی، تفاوت معناداری در درک مطلب زبانآموزان گروه آزمایش و کنترل، ایجاد میکند»؟ برای این منظور، عناصر موسیقی شعر، در 500 بیت تصادفی از شاهنامه گردآوری شد و پایایی دادهها، توسط نرمافزار اسپیاساس 22 تأیید گردید. سپس، برای دو گروه 15 نفری از زبانآموزان بزرگسال سطح میانی ملل مختلف بخشهایی از شاهنامه انتخاب و به نثر بازنویسی شد. برای گروه آزمایش، متن بازنویسیشده و متن اصلی، و برای گروه کنترل، تنها متن بازنویسی شده، در 16 ساعت آموزشی، تدریس شد. نتایج ارزیابی اولیه و پایانی نشان داد فرایند مداخله در آموزش با تکیه بر عناصر موسیقایی متن، تأثیر معناداری در افزایش میزان یادگیری واژگان و درک مطلب گروه آزمایش داشته است.