بررسی نثر عرفانی خطابی در کتاب الانسان الکامل عزیزالدین نسفی
نویسندگان
1 دانشیار عرفان اسلامی دانشگاه سمنان (نویسنده مسئول)
2 دانشجوی دکتری عرفان و تصوف اسلامی nhka'hi slkhk
doi
10.22075/jlrs.2020.19118.1610چکیده
علوم معانی و بلاغت در شکلدهی زبان عرفانی بسیار مؤثر بوده است؛ بهگونهای که عرفا توانستهاند با استفاده از این قواعد و اصول، تجارب و تعالیم عرفانی بیانناپذیر خود را به مخاطبان انتقال دهند. بدون تردید، شرط تأثیر علوم معانی و بلاغت آن است که نویسنده، حال و وضعیت مخاطب خویش را بهدرستی بشناسد. عزیزالدین نسفی، در کتاب الانسان الکامل کوشیده است تا به یاری نثر عرفانی خطابی، در اذهان و نفوس مخاطبان خویش تصرّف و اهداف و مقاصد گوناگون خود را به آنان القا کند. این کتاب، همانند دیگر آثار وی، متأثّر از مشرب و مشی عرفانی اوست و در عین تعلیمی بودن، تجربیات عارفانه او را نیز بیان میکند. نسفی بهخوبی میداند که تأثیر گفتار، بسی بیشتر از نوشتار است؛ زیرا گفتار، نتیجة ارتباط مستقیم میان گوینده و شنونده است؛ از این رو از کلام خطابی بهره میگیرد تا ارتباط صمیمی و پویا با مخاطب ایجاد کند و او را راضی و خشنود نگه دارد؛ به نحوی که مخاطب، هم مفاهیم تعلیمی عرفانی را بفهمد و هم حضوری فعال و دائم در متن احساس کند. این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی، به بررسی اقسام خطاب در نثر عرفانی خطابی نسفی میپردازد. برآیند این تحقیق نشاندهندة آن است که نسفی به جای پرداختن به مفاهیم خشک و بیروح جملات خبری، تلاش کرده از انواع جملات انشایی با معانی ثانوی بهره بگیرد تا از این طریق بر تأثیر کلام خویش در ارتباط با مخاطب بیفزاید و به سالکان طریق با شیوههای گوناگون، در این مسیر یاری رساند.