مقایسه انسجام در قصیده «جیکور» سیاب و «در کنار رودخانه» نیما

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات عرب دانشگاه ولایت

doi
10.22075/jlrs.2019.16119.1333
چکیده

شرایط زندگی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و ادبی نیمایوشیج و بدر شاکر سیاب در موارد فراوانی، شباهت و نزدیکی دارد؛ از آن جمله می‌توان به زندگی در محیطی روستایی با طبیعتی بکر، تعهّدات اجتماعی، تأثیرپذیری از مکتب‌های ادبی غرب،‌ زندگی در سایة حکومت‌های دیکتاتوری، ‌گرایش‌های سیاسی، استفاده از مضامین ادبی مشترک، پیشگامی و سنّت‌شکنی در شعر نو و... اشاره کرد که غالباً مورد توجه صاحب‌نظران ادبیات تطبیقی نیز واقع شده است. قصیدة جیکور و أشجار المدینه، از مهم‌ترینقصاید سیاب و به تعبیر خود او، جیکور دیوان شعر اوست. قصیدة در کنار رودخانه نیز ازقصاید مهم نیما است که تقریباً هر دو در شرایطفرهنگی و اجتماعی یکسانی سروده شده‌اند. ناظر به همین شباهت‌ها ونیز حجم اندکقصاید،کیفیت انسجامدو قصیده،می‌تواندمورد سؤالقرارگیرد. هدف این مقاله، ارزیابی انسجام و هماهنگی انسجامی در متن قصیده جیکور و أشجار المدینه از سیاب، شاعر نوگرای عراقی و در کنار رودخانه از نیمایوشیج، شاعر سنّت‌شکن فارسی است که به ‌صورتی کاملاً تصادفی و گزینشی و با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و آماری نگارش یافته است.نگارنده بر آن است تا با نگاهی فراجمله‌ای و متن‌بنیاد و با اعتماد به نظریة نظام‌مندِ هالیدی و حسن 1985م، میزان انسجام و عوامل انسجام‌بخش را در شعر دو شاعر به بوتة نقد و تحلیل تطبیقی بسپارد. بررسی و کاربست نظریة انسجام هالیدی و حسن در سطح قصاید نیما و سیاب، نشان داد که قصیدة نیما (65/93 درصد)، به دلیل تعامل زنجیره‌ای بیشتر میان عناصر انسجام‌بخش واژگانی و دستوری در متن آن، از انسـجام معنایی، لفظی، نحوی و منطقی بیشتری نسبت به قصیدة سیاب (95/88 درصد) برخوردار است. می‌توان گفت آشنایی و تسلّط نیما بر واژگان و ظرفیت‌های دستوری و واژگانی زبان فارسی، سبب شده است از مؤلّفه‌های انسجام‌بخش متون به نحو مطلوب‌تری استفاده کند. از طرفی، هر دو شاعر با بهره‌مندی از عناصـر انسـجامِ واژگـانی و دستوری، توفیق یافته‌اند پیوندی ناگسسـتنی میـان الفـاظ و معـانی ایجـاد کننـد و از ایـن طریـق، اندیشه و امیال درونی خود را در متن اشعار منعکس سازند.