مبانی نظری صلاحیت فراسرزمینی دولت از منظر حقوق بینالملل عمومی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق بین الملل عمومی، دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22106/jlj.2011.11068چکیده
صلاحیت، یکی از عناصر ذاتی حاکمیت بر سرزمین است. توسعهی منافع دولتها به ورای مرزهای سرزمینی به پذیرش معیارهایی برای اعمال صلاحیت به طور فراسرزمینی منجر شده است. صلاحیتهای فراسرزمینی در سه سطح قانونی، قضایی و اجرایی قابل شناساییاند. میزان مشروعیت این صلاحیتها بر حسب نگرش تاریخی، فلسفی و مفهومی به صلاحیت در حقوق بینالملل عمومی متفاوت خواهد بود. با بررسی متون حقوق بینالمللی میتوان نظرات موافق و مخالف مشروعیت صلاحیتهای فراسرزمینی را مشاهده کرد. با این حال حتی موافقان صلاحیت فراسرزمینی، منکر تبعات نامطلوب این صلاحیت نیستند؛ از همین رو، ارائهی راهحلی برای مسألهی صلاحیت فراسرزمینی، امری ضروری است. راهحلهای پیشنهادی برای حل معضلات ناشی از این صلاحیت عبارتند از «صلاحیت فراسرزمینی بینالمللی» و «صلاحیت جهانی تعدیلشده» به جای صلاحیت فراسرزمینی قضایی و «حقوق فراملی» و «دکترین تضمین قانونی متقابل» به جای صلاحیت فراسرزمینی قانونی.