ابوالقاسم لاهوتی و دستگاه تضاد (گونه‌شناسی آنتاگونیسم در مسیر پراکسیس)

doi
10.22124/naqd.2026.31769.2750
چکیده

این مقاله به تحلیل تضادهای موجود در دیوان اشعار ابوالقاسم لاهوتی ازمنظر فلسفی و سیاسی می‌پردازد. با استفاده از نظریات نظریه‌پردازان مارکسیستی مؤثر بر نظریه‌های ادبی و فلسفۀ انتقادی سعی بر آن است تا چگونگی بازنمایی مفاهیم انقلاب، استعمارزدایی، تضادهای اجتماعی و پراکسیس انقلابی در شعر لاهوتی بررسی شود. در این تحقیق تضادهای طبقاتی، ایدئولوژیک، فرمی-زبانی و هستی‌شناختی تحلیل و سپس، تضاد استعمارزدایانه و نقش آن در مفهوم‌سازی پراکسیس بررسی می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهد که لاهوتی از راه زبان شعر خود به ابراز مفاهیم ضداستعماری، آزادی‌بخش و انقلابی پرداخته و تضادهای مختلف اجتماعی و سیاسی را در بستر فرهنگی-تاریخی ایران تحلیل کرده است. مقاله بر این نکته تأکید دارد که لاهوتی با استفاده از اشعار خود به ترویج آگاهی طبقاتی و مبارزه با سلطۀ استعمار و استبداد پرداخته است. درنهایت، این نتیجه به‌دست آمد که لاهوتی علاوه­بر اینکه شاعر کارگری است، پیشگام تفکر انقلابی و استعمارزدایانه در عرصۀ فرهنگی و سیاسی ایران نیز بوده است.