خوانش نشانه‌های کانونی یادگار زریران و کارنامه اردشیر بابکان از دیدگاه نشانه‌شناسی فرهنگی و نظریه سپهر نشانه‌ای یوری لوتمان

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی

2

3

4 دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی

doi
10.22124/naqd.2026.32733.2788
چکیده

پژوهش حاضر باتکیه­ بر مبانی نشانه‌شناسی فرهنگی و نظریۀ سپهر نشانه‌ای یوری لوتمان، به خوانش و تحلیل نشانه‌های کانونی در دو متن بنیادینِ ایران باستان، یادگار زریران و کارنامۀ اردشیر بابکان ، می‌پردازد. «نشانۀ کانونی» به‌منزلة مرکز معنا‌زا و نیروی سازمان‌دهندۀ سپهر نشانه‌ایِ متن تلقی می‌شود؛ نشانه‌ای که پیرامون آن، نظامی از ارزش‌ها، هنجارها و رمزگان فرهنگی شکل می‌گیرد و حدود «خود» و «دیگریِ» فرهنگی را مشخص می‌سازد. مسئلۀ این پژوهش آن است که نشانه‌های کانونی در این دو متن چگونه در نسبت با مفاهیم «مرکز»، «مرز» و «ترجمه» عمل می‌کنند و چه نقشی در سازمان‌دهی ساختار معنایی و تعیین حدود هویّتی فرهنگ ایرانی دارند؟ شناسایی و تبیین کارکرد نشانه‌های کانونی در بازنمایی فرهنگ ایرانی و درک سازوکار مرزگذاری میان سپهرهای دیگریِ فرهنگی هدف این پژوهش است. یافته‌ها نشان می‌دهد که در یادگار زریران، نشانة کانونیِ «پایداری دربرابر خوانش تحریف‌شدۀ دین» در مرز سپهر نشانه‌ای قرار دارد و معنا ازطریق مواجهه و بازرمزگذاری تولید می‌شود، درحالی‌که در کارنامۀ اردشیر بابکان ، نشانۀ کانونیِ «نظم کیهانی و مشروعیت قدرت» در مرکز سپهر نشانه‌ای قرار دارد و معنا از مرکز به پیرامون منتقل و نهادینه می‌شود. این تحلیل تطبیقی نشان می‌دهد که سپهر فرهنگی ایرانی از وضعیت دفاعی و واکنشی به وضعیت سازمان‌دهنده و بازتولیدکننده حرکت می‌کند. روش تحقیق توصیفی‌ـ‌تحلیلی و مبتنی بر خوانش تطبیقی در چارچوب نظریۀ یوری لوتمان است.