تحلیل ایجاد معنای آیرونیک درآمیختگی مفهومی تمثیل «زیافت تأویل رکیک مگس» در مثنوی معنوی بر اساس نظریه ذهن ادبی مارک ترنر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه تربیت مدرس

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس (نویسنده مسئول)

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا

4 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22075/jlrs.2019.15958.1316
چکیده

آیرونی یکی از شیوه‌های بیان است که بر ایجاد غافلگیری و طنز از طریق دوگانگی و تقابل میان دو معنا یا موقعیت تکیه دارد. تمثیل‌های مثنوی مولوی (604-672 ه.ق) غالباً برگرفته از فرهنگ عامه و حکایات رایج شفاهی یا مکتوب است. بااین‌همه مولانا در تمثیل‌سازی‌های خود عالمی شگرف از معنا ورای جهان مبتنی بر عرف و عادت عامه پیش چشم خواننده گسترانیده است. تأثیر این معناپردازی مرهون شیوه خاص تمثیل‌سازی و فرایند ذهنی خلاقانه او در انتخاب فضاهای متعارف برای اشاره به معنای هدف نامتعارف، سازوکار آمیزش فضاهای دوگانه و ارائه معنا از دل این آمیختگی است. معنایی که حاصل تنش میان مفاهیم و عناصر دور از هم و گاه متضاد است و با‌این‌همه از برجستگی و  تأثیر بسیار برخوردار است. در این پژوهش قصد داریم به روش توصیفی- تحلیلی طی تحلیل سازوکار معناپردازی  در تمثیل «زیافت تأویل رکیک مگس» بر اساس تحلیل فرافکنی و آمیزش فضاهای مرجع و هدف، طبق نظریه آمیختگی مفهومی مارک ترنر (1954)، چگونگی ایجاد معنای آیرونیک در این تمثیل را بررسی کنیم. نتایج نشان می‌دهد که قدرت و ارزش معناپردازی در این تمثیل برخاسته از خلاقیت مولانا در انتخاب فضاهای نامتعارف مرجع و هدف به گونه‌ای است که آمیزش آنها در عین تطبیق الگوهای ساختاری، حائز تنش و تقابلی قدرتمند در سطح عناصر و مفاهیم است. از درون این کشمکش نامتعارف شگرد معناساز و زیبایی‌آفرینی چون آیرونی به وجود می‌آید. تضادهای آیرونیک و طنزی که از این امتزاج و تنش ایجاد می‌شود تأثیری اقناع‌کننده و ساختارشکن بر اذهان مخاطبین باقی می‌گذارد که عامل برجستگی معنایی این تمثیل‌ است.