بازی بانو برای نام و نان (تحلیل رمان بازی آخر بانو براساس نظریۀ مبادلۀ اجتماعی پیتر بلاو)

نویسندگان
doi
10.22124/naqd.2026.32514.2783
چکیده

نظریۀ مبادلۀ اجتماعی پیتر بلاو به تحلیل روابط انسانی براساس منابع، قدرت و منزلت می‌پردازد و مراحل تطور روابط از تبادلات فردی تا مشروعیت و دگرگونی را تشریح می‌کند. در رمان بازی آخر بانو از بلقیس سلیمانی می‌توان مناسبات میان شخصیت‌ها را از منظر این نظریه تحلیل کرد. هدف این مقاله بررسی چگونگی شکل‌گیری، تحول و فروپاشی روابط میان گل‌بانو و سه شخصیت اصلی رمان -حیدر، سعید و ابراهیم رهامی- با تمرکز بر قدرت، منزلت و مشروعیت اجتماعی است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. سؤالات اصلی پژوهش عبارت‌اند از: چگونه سرمایه‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی موجب تفاوت منزلت و قدرت میان شخصیت‌های رمان بازی آخر بانو می‌شوند؟ چه مکانیزم‌هایی موجب دگرگونی نابرابری‌ها و تغییر ساختار روابط می‌شوند؟ یافته‌ها نشان می‌دهد که سرمایۀ فرهنگی و سواد گل‌بانو او را در برابر خشونت حیدر برتر می‌سازد، سرمایۀ فرهنگی و منزلت اجتماعی سعید به ابزار قدرت و سلطه تبدیل می‌شود، و رابطه با رهامی تحت‌‌تأثیر سرمایۀ اقتصادی، نفوذ اداری و قواعد عرفی مشروعیت می‌یابد. درنهایت، فروپاشی این روابط، به‌‌خاطر ورود رقبای قوی‌تر، فشار ساختارهای اجتماعی و بحران‌های سیاسی رخ می‌دهد. نتیجه‌گیری مقاله بیان می‌کند که رمان بازی آخر بانو نشان می‌دهد چگونه تعامل میان سرمایه‌های مختلف، نابرابری‌ها و مشروعیت اجتماعی، چرخه‌ای از قدرت، سلطه، مقاومت و دگرگونی را در روابط انسانی تولید می‌کند.