بررسی مفهوم «ابژۀ مفقود» و «نوار موبیوس» در مقامات حمیدی براساس نظریۀ لاکان

نویسندگان
doi
10.22124/naqd.2026.33468.2813
چکیده

لاکان را می‌‌توان بنیان‌‌گذار استفاده از زبان‌‌شناسی مدرن در روان‌‌کاوی دانست. وی با هم‌‌آمیزی متقابل روان‌‌کاوی و تحلیل سیاسی- اجتماعی به برداشتی تازه از «سوبژکتیویته» نائل می‌‌شود و تفسیرهای تازه‌‌ای را دربارۀ ساحت عینی و واقعیت اجتماعی بیان می‌‌کند. دراین‌‌راستا وی به مفهوم جدیدی از نظم «نمادین- اجتماعی» دست می‌‌یابد؛ بدین معنی که هرگونه شکاف در «سوژه» به معنی گسست در «دیگری بزرگ» است. نظریۀ وی درجهت پاسخ دادن به این سؤال است که چه چیزهایی هرگونه کوشش سوژه را برای ساختن ابژۀ محال که همان تشکل جامعه می‌‌باشد، به مخاطره می‌‌افکند یا ناممکن می‌‌سازد؟ این پژوهش بر آن است تا ارتباط «دال» غایب با حلقه‌‌های گمشدۀ «ابژۀ مفقود» را در داستان‌‌های مقامات بررسی کند و نحوۀ دگردیسی زبان را براساس نظام ساختاری و دلالتی لاکان در داستان‌‌ها نشان دهد. به‌‌طورکلی نگارنده بر آن است تا به این سؤال پاسخ دهد که چگونه فرازبان یا گفتمان اجتماعی ازطریق نظام فکری و گفتمانی ناخودآگاه سوژه‌‌ و راوی مقامات به بیان درآمده است؟ طبق نتایج به‌‌عمل آمده راوی برای رسیدن به آرمان شهری تمامیت‌‌خواه، به «فانتزی» روی می‌‌آورد تا بدین‌‌وسیله فقدان ابژۀ مفقود را جبران کند، همچنین وی ازاین‌‌طریق به بازنمایی‌‌های جدیدی از ساحت واقع ازطریق ساخت‌‌بندی اجتماعی دست می‌‌یازد؛ ولی قهرمان به‌‌عنوان «دیگری بزرگ» سوژه را از ورود به قلمرو معنا عاجز می‌‌سازد؛ بنابراین فانتزی ساخت گفتمان اجتماعی به ‌‌تعویق می‌‌افتد.