طراحی مدل مدیریت اسلامی مبتنی بر آموزه‌های حضرت زهرا(س) پژوهشی پدیدارشناسانه با رویکرد تحلیل مضمون

نویسندگان

1 دانشیار،گروه مدیریت،واحددهاقان،دانشگاه آزاد اسلامی،اصفهان،ایران

2 کالج مدیریت بازرگانی.دانشگاه البیان.بغداد.عراق.

3 گروه علمی مدیریت ، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

4 گروه علمی مدیریت،واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی،اصفهان،ایران.

doi
10.22034/MIU.2025.30.171
چکیده

هدف: با توجه به چالشهای اخلاقی و بحران معنا در سازمانهای امروزی و ناکارامدی برخی مدلهای وارداتی در شرایط بحران، هدف اصلی این پژوهش، کشف و تبیین ابعاد و مؤلفه‌های بنیادین یک مدل جامع بومی برای رهبری اخلاقی و سازمانی با الهام از آموزه‌های متعالی و سیرۀ عملی حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) بود. این پژوهش در صدد پاسخ به این مسئله بود که چگونه می‌توان با رعایت جانب احتیاط در تعمیم ویژگی‌های معصوم، از مفاهیم ارزشی نهفته در سیرۀ فاطمی، به یک الگوی مفهومی ساختاریافته برای هدایت سازمانها در شرایط پیچیده کنونی دست یافت. روش‌شناسی: این پژوهش با اتخاذ رویکرد کیفی و با استفاده از راهبرد پدیدارشناسی توصیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۱۲ نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی در حوزۀ رهبری اسلامی و مطالعات فاطمی در کشور عراق، که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری شد. نمونه‌گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و داده‌های متنی با استفاده از نرم‌افزار مکس.کیودا و طی فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته‌ها: تحلیل داده‌های کیفی به شناسایی پنج مؤلفۀ اصلی (مضمون فراگیر) برای مدل رهبری اسلامی فاطمی منجر شد: ۱) رهبری راهبردی توحیدی و الهی، ۲) عدالت‌محوری اجتماعی و سازمانی، ۳) مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی اخلاقی (فراتر از الزامات قانونی)، ۴) ساده‌زیستی و مدیریت بحران مبتنی بر زهد، ۵) تربیت‌محوری و تعالی فرهنگی. یافته‌ها نشان داد که در این ساختار منسجم، رهبری توحیدی به عنوان هستۀ مرکزی و جهت‌دهندۀ تمام فعالیتها و تربیت‌محوری به عنوان هدف غایی عمل می‌کند. نتیجه‌گیری: این پژوهش با استخراج یک مدل مفهومی پنج‌بعدی، چارچوبی نظری برای درک و پیاده‌سازی سبک رهبری مبتنی بر آموزه‌های فاطمی ارائه می‌دهد. این مدل نشان می‌دهد که رهبری فاطمی، نظامی ارزشی است که با روش‌شناسی دقیق در استخراج اصول جهان‌شمول(بدون همسان‌سازی مدیران با معصوم)، به دنبال ایجاد فرهنگی مبتنی بر مسئولیت‌پذیری بوده و قابلیت به‌کارگیری در شرایط بحران سازمانی را داراست.