تحلیل طرحوارههای تصوّری در اشعار مولانا بر پایه دیدگاه زبانشناسی فرهنگی (مطالعه موردی: آب و آتش)
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری زبانشناسی- دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهرود (نویسنده مسئول)
2 استادیار دانشگاه آزاد شاهرود
3 استادیار سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی
doi
10.22075/jlrs.2019.17293.1439چکیده
زبانشناسی شناختی بهعنوان رویکردی معنابنیاد، مجموعهای از نظریات را شامل میشود که استعارة مفهومی و طرحوارة تصوّری، از مهمترین آنهاست. طرحوارههای تصوّری، ساختهای مفهومیِ بنیادین و انتزاعی در ذهن هستند که براساس تجربیات و فعالیتهای بدنی در حین تعامل یا مشاهدة جهان اطراف حاصل میشوند. پژوهش حاضر، قصد دارد به روش توصیفی، تحلیلی و مقایسهای و برای آشنایی با نظام استعاری و فرهنگی «آب و آتش»، به تحلیل شناختی طرحوارههای تصوّری برگرفته از این دو عنصر متضاد در شش دفتر مثنوی معنوی و کلیات دیوان شمس بپردازد. هدف این پژوهش دستیابی به شناخت، از طریق کاربرد طرحوارههای حجمی، حرکتی و قدرتی در اشعار مولاناست تا با بررسی کارکرد این طرحوارهها، شناختی دقیقتر از شخصیت فردی و اجتماعی این شاعر حاصل شود. مهمترین دستاوردهای این پژوهش عبارت است از اینکه این دو عنصر در مفاهیم ادبی و کارکرد استعاری، بهویژه مضامین عرفانی، وقتی در طول یک بیت قرار میگیرند، خاصیت فراطبیعی یافته، به نوعی تضاد دیرینة عقل و عشق را به تصویر میکشند. تحلیل شناختی طرحوارهها، بیانگر شخصیت درونگرا، شهودی، احساسی و دریافتگر مولاناست.