جنبه‌های بلاغیِ عنصر نحویِ «ندا» در اشعار اخوان ثالث

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

2 دانشجوی دکتری ادبیات فارسی (گرایش غنایی) دانشگاه شهید مدنی آذربایجان (نویسنده مسئول)

doi
10.22075/jlrs.2019.16279.1346
چکیده

ندا علاوه بر نقش نحوی در دستور زبان، مبحثی مهم در علم معانی است. علم معانی با سنجش کلام، میزان اثرگذاری آن را بر مخاطبان تعیین می‌کند. بنابراین، در این علم، به اغراض کاربرد ندا و جایگاه آن در بلاغت متن پرداخته می‌شود. از آنجا که علم معانی در بسیاری از مباحث، با شاخه‌های مختلف زبان‌شناسی، به‌ویژه صورت‌گرایی و نقش‌گرایی، قابل انطباق است، از ابزارهای این علوم نیز در تحلیل‌های این نوشتار استفاده شده است. در این مقاله به ‌روش تحلیلی– توصیفی، مبحث جملات ندایی (خطابی) در آثار اخوان ثالث، شاعر برجسته و صاحب‌سبک معاصر و نقش عناصر و جنبه‌های مختلف آن، ازجمله تأخیر ندا، حذف ندا، تکرار در ندا، تلفیق جملات ندایی و انگیزشی و منادای نکره بررسی شد و تأثیرات مهم این عناصر بر بلاغت بسیاری از ابیات چهار مجموعة شعر او، زمستان، آخر شاهنامه، از این اوستا و سواحلی و خوزیات، مورد توجه قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان می‌دهد که اخوان ثالث با شناخت کامل از جنبه‌های زیبایی‌شناسی ادبیات فارسی و تسلط بر زبان، از همة امکانات آن، ازجمله عنصر ندا برای ابلاغ مفاهیم مورد نظر خود به طور کامل استفاده کرده و گاه ساخت‌های کم‌‌نظیری از نظر بلاغت آفریده است.