بندهای موصولی توصیفی و توضیحی: نگاهی تحلیلی بر توالی فراگیری بندهای موصولی فارسی آموزان غیر ایرانی
نویسندگان
1 نویسنده ی مسئول، دانشیار زبانشناسی، مدیر هسته ی پژوهشهای بنیادی برای توسعه ی آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان، دانشگاه علامه طباطبائی
2 عضو هسته ی پژوهش های بنیادی برای توسعه ی آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان، دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.30479/jtpsol.2019.8910.1376چکیده
از موانع برقراری ارتباط مؤثر میان مطالعات در دو حوزهی یادگیری و آموزش، تفاوت دیدگاههایی بوده که میان محققان یادگیری/ فراگیری از یک طرف و برنامهریزان درسی و معلّمان از طرف دیگر وجود داشته است. با اینحال، در سالهای اخیر، توجه بسیاری به ماهیّت فراگیری زبان دوم شده است؛ چراکه درک ماهیّت فراگیری زبان دوم به ما کمک میکند تا بتوانیم مواد درسی و آموزشهای کلاسی خود را مطابق با نظام فراگیری زبانآموزان تغییر داده و ارتباطی منطقی میان یادگیری و آموزش برقرار کنیم. از این رو، در این پژوهش به بررسی توالی فراگیری بندهای موصولی از جنبهی توصیفی و توضیحی بودن آنها پرداخته میشود. بدین منظور، 493 متن از پیکرهی نوشتاریِ فارسیآموزان غیرایرانی با ملیّتهای مختلف مورد بررسی قرار گرفت. سپس، بندهای موصولی، برچسب خورده و با توجه به سطح زبانآموزان تقسیمبندی شد. پس از مشخص شدن هر بندِ موصولی به لحاظ توصیفی یا توضیحی بودن، روند فراگیری این بندها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که فارسیآموزان غیرایرانی، فارغ از جنسیت، ملیّت، روش تدریس و سن، موصولیهای توصیفی را پیش از موصولیهای توضیحی میآموزند و حتّی پس از فراگیری، تمایل بیشتری در استفاده از بندهای موصولی توصیفی دارند. اشارات ضمنیِ این موضوع نشان از آن دارد که در آموزش بندهای موصولی در زبان فارسی، بهتر است ابتدا بندهای موصولی توصیفی تدریس شود تا با ترتیب فراگیری زبانآموزان نیز همخوانی داشته باشد.