کارکرد پسامرگ مؤلف در گفتمان پسامدرنیسم در آثار احمد بیگدلی

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی همدان

2 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

3 دانشگاه علوم پزشکی سمنان

doi
10.22124/naqd.2025.29283.2644
چکیده

پسامدرنیسم با تقویت خرده‌روایت‌ها در برابر کلان‌روایت‌های مدرنیته می‌کوشد، این اعتبار یگانه را به نفع شبکۀ متوازن اقتدار در هم بشکند. همین تقابل، هستۀ مرکزی گفتمان پسامدرن را شکل می‌دهد که در کارکرد روایی مشخصه‌های آثار پسامدرن نیز قابل­رهگیری است. یکی از ویژگی‌های داستان‌های این جریان موقعیت مؤلف در آنهاست که به دلیل نامعین بودن مرزهای مدرنیسم متأخر و پسامدرنیسم، با مفهوم «مرگ مؤلف» گره خورده‌است، اما شواهد نشان می‌دهد که بازگشت مؤلف به متن، نگاه نزدیکتری به اندیشۀ پسامدرن است. بنابراین در این پژوهش کوشیده شده‌است تا براساس مفهوم پسامرگ مؤلف و کارکرد آن در تقابل با کلان‌روایت متن، آثار احمد بیگدلی که به ساختار پسامدرنیسم نزدیک است، مطالعه شود. نتایج به‌دست­آمده نشان می‌دهد که او اگرچه اغلب از روش‌های غیرمستقیم برای علنی کردن حضور خود استفاده کرده است، اما توانسته با اتصال‌های کوتاه جهان داستان به واقعیت و ایجاد سطوح هستی‌شناسانۀ گوناگون، متن را از محور مرکزی خوانش و معنا خارج و عوامل دیگری چون مؤلف، خواننده و فرامتن را نیز دخیل کند. بااین­حال محافظه‌کاری او در استفاده از این شیوه منجر به آن شده است که از شدت احساس پارانویا میان مؤلف و متن کاسته شود.