ارسطو، خطابه و شعر با تأکید بر شگردشناسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان
4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کاشان (نویسنده مسئول)
doi
10.22075/jlrs.2019.17786.1484چکیده
مناسبات میان فنّ خطابه و فنّ شعر، از آغاز، محل مناقشة صاحبنظران بوده است و این مناقشه بدون رسیدن به یک نتیجة مشخص، تا امروز ادامه دارد. ریشة چنین مناقشهای، در دو رسالة فنّ خطابه و فن شعر ارسطو، نهفته است. در این دو رساله، میان این دو فنّ، مرزهای کلّی کشیده میشود و مرزهای جزئی آنها همچنان ناپیدا باقی میماند. مقالة حاضر کوشیده است با روش توصیفی- تحلیلی، ضمن بررسی نقاط اشتراک و افتراق دو فنّ خطابه و شعر، تفکیک شگردهای بلاغی خاص آنها را بر اساس دو رسالة فنّ خطابه و فنّ شعر ارسطو، به طور جزئیتر مورد مطالعه قرار دهد. این مقاله سرانجام نتیجه میگیرد که فنّ خطابه و فنّ شعر، افزون بر نقاط اشتراک و افتراق کّلی در اغراض و اجزا و مواد و انواع و متکلّمان و مخاطبان و سبکها، از جهت چند و چون کاربرد شگردهای بلاغی بیشتر اشتراک مصالح و اختلاف غرض دارند؛ یعنی مصالح کار این دو فنّ، عموماً مشترک و غرض کاربرد این مصالح در آنها متفاوت است.