تحلیلِ مفهومِ بلاغی و زبان‌شناختیِ دو نشانـۀ زبانیِ «محتسب» و «دنیا» در غزلی از حافظ بر مبنای رویکردِ نشانه شناسی «اومبرتو اِکو»

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور (نویسندۀ مسئول)

doi
10.22075/jlrs.2019.16137.1334
چکیده

بیشتر سروده‌های حافظ، معیارهای بلاغی نابی هستند که در ساحت زبان و معنا رخ می‌نمایند و ادراک مخاطب را به لایه‌هایی فراتر از سطح نخستین بیان، رهنمون می‌سازند. حافظ برای بیان دریافت‌های هنری خود در قالب شعر ـ به طور عام ـ و غزل ـ به طور خاص ـ از فرایندی پیچیده مدد می‌گیرد که امروزه می‌توان آن را از منظر نشانه‌شناسی توضیح داد. بلاغت اعجاز‌گون کلام حافظ در کنار نشانه‌های چندلایه‌ای که از آن‌ها به‌عنوان واژه/ مصالح زبان، بهره برده ‌است، جزء شاخصه‌های شعر او محسوب می‌شوند. برای توضیح این امر، نظرات خاص نشانه‌شناس معاصر، اومبرتو اکو واجد اهمیت بسیار است. تطبیق دیدگاه‌های او در سروده‌های حافظ، ‌می‌تواند مبناهای نظری قابل توجّهی را دربارۀ نشانه‌شناسی شعر حافظ فراهم سازد. در دیدگاه اکو، نقش نشانه‌ای، مفهو‌می ‌محوری دارد و به مثابة حلقة ارتباط میان صورت بیان و صورت محتوا، عمل ‌می‌کند. این مفهوم از لحاظ کلّی می‌تواند برتابانندۀ نوعی بلاغت زبان‌شناختی نیز باشد که مطابقت با مقتضای حال را ـ با توجّه به فصاحت کلام ـ فرا یاد می‌آورد. مقاله حاضر، بر آن است در پژوهشی توصیفی ـ تحلیلی، دو نشانة زبانی محتسب و دنیا را در یکی از غزل‌های مشهور حافظ، بر مبنای رویکرد نشانه‌شناسی اکو، مورد بررسی قرار دهد. نتایج تحقیق، بیانگر آن است که حافظ از نشانه‌های ملموس در فضای ذهنی و ادبی روزگارش برای بیان اندیشه‌ها و عوالم شعری خود بهره می‌گیرد. استفادۀ او از این نشانه‌ها به سطح بیرونی زبان محدود نمی‌شود؛ بلکه می‌کوشد به مدد امری که آن را می‌توان بهره‌گیری از توابع نشانه‌ای قلمداد کرد، دامنۀ بسیار گسترده‌تری را بیافریند و ساحتی چندبعدی و متکثّر پیدا کند که هم در حوزۀ بلاغت و هم معنا، شایان توجّه است.