همعرضی رمان برۀ گمشدۀ راعی با سرشت متکثر مدرنیته
نویسندگان
1
2
doi
10.22124/naqd.2024.27209.2568چکیده
در گذار از جهان قدیم به جهان جدید، بر مبنای دو انگارۀ «گسست» و «پیوست» دو روایت کلان شکل گرفت. انگارۀ گسست، جهان جدید را فرایند عقلانی شدن و گذار از سنت میدانست؛ اما از دل آن سویههایی ناسازگار همچون «رمانتیسم و نوستالژی و نیهیلیسم» زاده شد که میل به رجعت داشتند و ایدۀ شکافنایافتگی جهان قدیم را ارج مینهادند. انگارۀ پیوست نیز امتداد و گسترش سنتهای الهیاتی و فرهنگی در مدرنیته، و پیوستار آنها را برجسته میکرد. با کنار هم نشاندن این دو انگاره و سویههای مختلف آنها، سرشت متکثر و پاشان مدرنیته و تجربههای مختلف و متناقض آن را بهتر میتوان درک کرد. هرچند تکثر و تناقضهای درونی مدرنیته را در مدرنیتۀ ایرانی نیز میتوان یافت، اما بازنمایی آن را در داستان فارسی کمتر شاهد هستیم. رمان بر ۀ گمشد ۀ راعی از هوشنگ گلشیری، برخلاف عمدۀ آثار داستانی سنتگریز یا سنتگرای دهۀ چهل و پنجاه، نمونهای کمنظیر از ادراک پاشان مدرنیته را عرضه میدارد و حامل حداکثر آگاهی ممکن از این مقوله در دهۀ پنجاه است. گلشیری در این رمان در پی ستایش یا نفی جهان قدیم و جهان جدید نیست بلکه روایتی انتقادی، توأمان و اندیشمندانه از دیالکتیک جذب/ دفع گذشته و اکنون را عرضه میدارد.