بررسی رابطه ی متن و تصویر در درسنامه ی آموزش زبان فارسی بر اساس نظریه ی مارش و وایت: مطالعه ی موردی مجموعه ی 4 جلدی زبان فارسی
نویسندگان
1 نویسنده ی مسئول، استادیار، گروه زبان انگلیسی و زبانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بوشهر
2 استادیار، گروه زبانشناسی، دانشگاه پیام نور تهران
3 دانشیار، گروه زبان انگلیسی و زبانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب
4 دانشجوی دکتری زبانشناسی، گروه زبان انگلیسی و زبانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بوشهر
doi
10.30479/jtpsol.2019.9888.1433چکیده
امروزه افزون بر جنبههای متنی، بر جنبههای تصویرنگاری کتـابهـای آموزش زبـان که بهصورت چندشیوهای طراحی میشوند، تأکیـد میشود؛ زیرا این باور وجود دارد که این دو جنبـه همـسو هستند. هدف از این پژوهش که بهصورت توصیفی- تحلیلی انجام میشود، بررسی پیوستگیهـای بـین تـصویر و مـتن در کتـابهـای آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان، تألیف صفار مقدم (1391)، بر اساس رویکرد مارش و وایت (2003)، است. این نظریه با مشخص کردن روابط بین تصویر و مـتن، اثربخشی کتابهای آموزشی در هماهنگی تصویر با متن نوشتاری در جهت تسهیل فرایند آموزش را مورد سنجش و بررسی قرار مـیدهـد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در درسهای بررسیشدهی درسنامهی مذکور، حدود 25 درصد تصاویر با متن نوشتاری ارتباط اندکی دارند، 50 درصد کاملاً منطبق و 25 درصد محتوایی بیشتر از متن نوشتاری ارائه کردهاند. پس از ارزیابی تصاویر این درسها از لحاظ رابطهی متن و تصویر، میتوان نتیجه گرفت که در درسنامهی مورد بررسی، در مجموع تصاویر با متن نوشتاری هماهنگی کامل دارند. در این راستا، پیشنهاد میشود مؤلفان کتابهای آموزشی با انتخاب تصویر متناسب با هدف آموزشی متنها، به فرایند یادگیری زبان سرعت بخشیده تا اهداف آموزشیِ تصویر، تحقق یابد.