تحلیل تطبیقی کهن الگوی پرندگان در ادبیات جهان: بررسی اشعار منتخب عطار، کالریج، و اگبی مبایس از منظر روانشناسی یونگ

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

2

doi
10.22124/naqd.2024.25811.2519
چکیده

ادبیات جهان در مورد آثار ادبی که فراتر از فرهنگ بومی جریان می یابند، تحقیق می‌کند و آنچه که همزمان مشابه و فاقد شباهت به نظر می‌رسد را نمایش می‌دهد. ادبیات جهان، یک بنمایه مشخص را مورد مطالعه قرار داده و چگونگی نمودهای فرهنگی‌اش را تصویر می کند. کهن‌الگو‌ی پرنده یونگ، آن وجه مشترکی است که در این بررسی تطبیقی مورد تحلیل قرار گرفته است. پروازِ پرنده، صعود و تعالی متافیزیکی را آشکار می‌کند. به علاوه،کهن‌الگوی پرنده معانی دیگری همچون مرگ، تولدِ ثانوی، بیداری، آگاهی، روشن‌ضمیری و معرفت را نیز دربرمی‌گیرد. این مقاله به بررسی و تطبیقِ کهن‌الگوی پرنده در اثر منظوم منطق‌الطیر (1971) عطار، منظومه دریانورد کهن (1992) کالریج، و شعر «سانکوفا» (2008) اگبی‌مِبایس می‌پردازد. دلیل چنین گزینشی این است که، با وجودی که این آثار به اعصار و میراث ادبی مختلفی تعلق دارند، اما هر سه سفری در جهت کمال فرد را به تصویر می‌کشند. این شعرا، با استفاده از کهن-الگوی پرنده، معانی کهن‌الگویی سیمرغ، آلباتروس و سانکوفا را به ترتیب در فرهنگ‌های ایرانی، انگلیسی و آفریقایی آشکار می‌کنند. پرنده، کهن‌الگوی متحد‌کننده‌ای است که از طریق روش تطبیقی و بر اساس «فرآیند فردیتِ» کهن‌الگویی یونگ، نمایان‌گر کهن‌الگوی "خود" (سلف)، در واژگان تخصصی یونگ است. با پیوند اشعار این ملل، کهن‌الگوی پرنده، به وسیله سفری خودشناسانه، مسیرکمال جویی، تعالی، و وحدت انسان با کل، را نشان می‌دهد.