خشونت و مسئله سوگ‌ناپذیری در خون خورده مهدی یزدانی خرم بر اساس آرای جودیث باتلر

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی ایران

doi
10.22124/naqd.2024.26336.2548
چکیده

سوگ پذیری/ سوگ ناپذیری آن بنمایه مفهومی است که در چند دهه اخیر متعاقب بروز جنگ‌های منطقه‌ای ونیز بیماری‌های فراگیر برجسته شد. عمیق‌ترین علت سوگواری  مرگ است و مرگ وقتی معنا پیدا می‌کند که پیشتر زندگی در کار بوده باشد. باتلر می‌پرسد: "به چه موجودی نام انسان می‌دهیم؟ کدام زیستن به واقع زندگی است؟ و زندگی سوگ‌پذیر کدام است؟" (باتلر، 2004) این پرسش‌ها افق‌های جدیدی را می‌گشاید که برای درک جهان داستانی مهدی یزدانی خرم بسیار کارآمد است. رمان خون خورده (1397) دلایل ارزش قایل شدن برای مرگ، از پیش پذیرفته شدن این امر و حتی کالاشدگی آن را در طول دوران جنگ تحمیلی می‌آزماید. خون خورده گاه شماری است از نسلی قانون‌شکن که نزیستند و قرار نبود زندگی کنند و حتی اغلب مرگشان آنقدر با اهمیت نبود که جنازه هایشان را برگردانند و طبق آیین و اصول دفن شوند. نسل جنگ ایران، حتی نمی‌بایست رویای خوشبختی را در سر بپروراند. خون خورده، تصویر زندگی‌های انسان‌زدایی شده، غیرقابل شناسایی و سوگ ناپذیر است. آرای باتلر خوانش رمان یزدانی خرم را به آفاق دیگری می‌برد.