دوشیزگان دلربا یا جادوگران شریر: بررسی پسا یونگی انگاره‌های کهن‌الگویی در مرگ آرتور توماس ملوری و شاهنامه فردوسی

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی نیشابور

2 دانشگاه علوم پزشکی نیشابور

doi
10.22124/naqd.2024.26339.2546
چکیده

جستار حاضر پژوهشی تطبیقی است که تصاویر روایت شده از زنان در مرگِ آرتور اثر توماس مَلوری و شاهنامۀ فردوسی را بررسی و با یکدیگر مقایسه می‌کند. در این پژوهش دو پرسش محوری مطرح می‌شود: جوهرۀ تصاویر ارائه شده از زنان در این دو متن چیست؟ و شباهت‌ها و تفاوت‌های این تصاویر از نظر جایگاه و نحوه برخورد بافت‌شان با آن‌ها چگونه است؟ برای پاسخ دادن به این پرسش‌ها، این پژوهش ازخوانش پسایونگی جیمز هیلمَن مبتنی بر تصاویرِ کهن‌الگویی استفاده می‌کند. برخلاف دیدگاه کلاسیک یونگی که کلی‌نگر است و در آن شخصیت‌ها به تعدادی کهن‌الگو تقلیل داده می‌شوند، دیدگاه تصاویرِ کهن‌الگویی بر حفظ فردیت و ویژگی‌های خاص هر تصویر تاکید می‌کند. به همین دلیل پژوهش حاضر با تکیه بر این خوانش به بررسی تصاویر زنان در مرگِ آرتور و شاهنامه هم به صورت جداگانه و هم در مقایسه با یکدیگر می‌پردازد. در این پژوهش، پس از بررسی دقیق ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد هر تصویر، تصاویر هر یک از شخصیت‌ها با توجه به ویژگی‌ها‌شان تحت سه تصویر کهن‌الگویی دختر، معشوقه/همسر، و مادر گروه‌بندی می‌شوند. همچنین دو تصویر کهن‌الگویی جادوگر و جنگجو به عنوان دو دگرسانی اصلی از این الگو در بافت خود بررسی می‌شوند. در نتیجه، این پژوهش الگویی جامع و مبسوط ارائه می‌کند که با مثال‌هایی گوناگون از هر دو متن تایید شده است و می‌تواند برای تحلیل دقیق جزیی‌ترین ویژگی‌های تصاویر دیگر شخصیت‌ها به کار رود.