مردان در گذار: بررسی مردانگی هژمونیک در رمان تسلیم ایمی والدمن، و پسران و دیگر اجسام سوختنی پروچیستا خاکپور

doi
10.22124/naqd.2023.25180.2490
چکیده

اثر ایمی والدمن و پسران و دیگر اجسام سوختنی (۲۰۰۸) نوشتۀ پروچیستا خاکپور بررسی می‌کند. در نظریۀ «کنش ساختاریافتۀ» مسرشمیت، مردانگی‌های هژمونیک به ‌عنوان ساخت‌های اجتماعیِ نهانِ همواره حاضر در نظر گرفته می‌‌شوند که هدف اصلی آنها ایجاد روابط نابرابر جنسیتی است. پژوهش حاضر تلاش می‌کند نشان دهد که نظریۀ فوق می‌تواند درک بهتری از دگرگونی‌های مردانگی را، پس از حملات یازده سپتامبر، در رمان‌های حاضر ارائه کند. در تحلیل رمان‌ها، استدلال نویسندگان این است که شخصیت‌هایی که آرمان‌های مردانگی هژمونیک آمریکایی‌ِ پیش از یازده سپتامبر را نشان می‌دهند، و به‌طور نمادین در اثر حملات سلب قدرت می‌شوند، در تلاشند تا با یافتن یک «دیگری» نژادی در میان مردانی که هویت دوگانۀ خاورمیانه‌ای (یا آسیای جنوبی)-آمریکایی دارند، آن‌ها را مطیع خود ساخته و موقعیت هژمونیک خود را پس از حملات یازده سپتامبر به دست آورند. به عبارت دیگر، این مقاله بر سلب قدرت نمادین مردان آمریکایی و بازیابی مجدد مردانگی آنها در پرتو حملات یازده سپتامبر و تأثیر این دگرسازی بر مردان مهاجر در ایالات متحده تمرکز خواهد کرد. علاوه بر این، با به کارگیری نظریه‌ی کنش ساختاریافته در رمان های فوق الذکر، نشان می‌دهد که چگونه مردانگی هژمونیک آمریکایی، که پیشتر با صفاتی همچون پرقدرت، غیرقابل نفوذ و شکست ناپذیر تعریف شده بود، پس از حملات یازده سپتامبر، حول آرمان انتقام بازسازی می شود. همچنین، این پژوهش واکنش مردان خاورمیانه‌ای را نسبت به موقعیت نابرابرشان بررسی می‌کند و در نهایت، تلاقی‌های متفاوت جنسیت، مذهب، ملیت، نژاد، طبقه اجتماعی و سن، که در بازسازی چنین هویت‌هایی تعیین کننده هستند، را تحلیل خواهد کرد.