تمثیلهای شطحی در آثار عینالقضات همدانی (با تأکید بر نامهها و تمهیدات)
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی. دانشگاه شهرکرد
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد
3 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد
doi
10.22075/jlrs.2019.14606.1187چکیده
از آنجایی که بیان تجارب عرفانی در قالب زبان محدود و ناکارآمد مادّی، کاری بسیار دشوار و چالشبرانگیز است، عرفا برای تبیین و تفهیم اندیشهها و تجربههای عرفانی خویش و اقناع مخاطبان، از ظرفیتهای هنری زبان، چون تمثیل بسیار بهره بردهاند. عینالقضات همدانی، از جمله عرفایی است که این شگرد زبانی در آثارش جایگاهی ویژه یافته است؛ امّا نکتة شایان توجه آن است که گاه دست به بیان خاصی از تمثیل میزند که علاوه بر سطح ظاهری کلام، در سطح معنوی هم با ساختاری متناقضنما و پارادوکسی روبهرو هستیم. این شکل از بیان تمثیلی را که بویی از ساختارهای شطحی در زبان به همراه دارد، میتوان تمثیلهای شطحی نامید. در این مختصر، سعی شده است این رویکرد و کاربرد تمثیل در آثار عینالقضات همدانی با شیوة توصیفی – تحلیلی مورد بررسی قرار گیرد و بر اساس خوشههای تصویری و موتیفهای برآمده از جهانبینی خاص عارف، طبقهبندی شود. از آنجایی که بسامد تمثیل در نامهها و تمهیدات، بیش از سایر آثار عینالقضات همدانی است، در این پژوهش، این دو اثر مبنای کار قرار گرفته است.