سنجش میزان عجین بودن شغلی بر اساس مدل Aon Hewitt (مورد مطالعه: نسل Z و کارکنان ماقبل آن در دانشگاه علم و صنعت ایران)
نویسندگان
1 . دکترای مدیریت؛ استاد گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی. تهران، ایران
2 دکترای مهندسی صنایع؛ استاد گروه مهندسی سیستمهای هوشمند، دانشکده مهندسی صنایع، دانشگاه علم و صنعت ایران. تهران، ایران.
3 دانشجوی دکترای مدیریت منابع انسانی؛ گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی. تهران، ایران.
doi
10.22034/MIU.2025.28.113چکیده
هدف: هدف از انجام این پژوهش، دستهبندی جامعی از روشهای ارائهشده به منظور اندازهگیری میزان عجین بودن شغلی نیروی کار و نیز انتخاب جامعترین روش برای بررسی میزان عجین بودن شغلی نسلهای مختلف در دانشگاه علم و صنعت ایران و بررسی شکاف بین نسلی و برنامهریزی برای سیاستگذاریهای آتی بود. روش: روش پژوهش، اکتشافی- توصیفی است. ابتدا با بررسی کتابخانهای ادبیات و مدلهای موجود، به دستهبندی جامعی از مدلها پرداخته؛ سپس با بهرهگیری از روش کوکران برای یافتن نمونۀ آماری در دانشگاه و پیادهسازی روش «آون هِویت» با پرسشنامههای استاندارد آن با طیف لیکرت پنجگانه، به بررسی وضع موجود میپردازد. یافتهها و نتیجهگیری: مدلهای به دست آمده در دو دستۀ صنعتی و دانشگاهی، تقسیمبندی و مدل صنعتی «آون هِویت» به عنوان مدل مرجع برگزیده شد. در پیادهسازی مدل «آون هِویت»، نسل انفجار جمعیت در جایگاه نخست و نسل «وای» پایینترین میزان عجین بودن را دریافت کرد. همچنین عوامل و شاخصهای مؤثر بر عجین بودن شغلی در مدل نشان داد که نسل «زِد» انگارۀ متفاوتی از سایرین داشته و برخلاف سایر نسلها که رهبری و مدیریت را بالاترین عامل دانستند، شهرت سازمانی را در اولویت عجین بودن شغلی خود دید. همچنین مهمترین عامل کاهش میزان عجین بودن شغلی در تمامی نسلها، فرایندهای سازمانی و در خصوص نسل «زِد»، امور زیربنایی، به ویژه عدم تعادل کار و زندگی شناخته شد.