اختلالات و الگوی بازگشت زبانی بیماران زبان‌پریش دوزبانه ترکی آذربایجانی-فارسی با آسیب زیرقشری

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان شناسی، دانشگاه علامه طباطبائی

2 دانشجوی دکتری زبان شناسی، دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.30479/jtpsol.2019.1533
چکیده

ماهیت و تفاوت زبان­پریشی ناشی از آسیب به ساختارهای قشری و زیرقشری مغز در بیماران دو/چندزبانه یکی از مهم­ترین و جدیدترین موضوع­ها در پژوهش­های مربوط به عصب­شناسی زبان می­باشد. در این مقاله، اختلالات و الگوی بازگشت زبانی دو بیمار زبان­پریش دوزبانه­ی ترکی آذربایجانی-فارسی با آسیب زیرقشری، با استفاده از آزمون زبان­پریشی دوزبانه، مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش از نوع موردی بود و تجزیه و تحلیل داده­ها به­صورت توصیفی انجام شد. جامعه­ی آماری شامل بیماران زبان­پریش دوزبانه­ی استان زنجان با آسیب زیرقشری می­باشد. از میان آن­ها، دو بیمار برای مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده­ها و ارزیابی رفتار زبانی آزمودنی­ها، از نسخه­ی­ زبان ترکی آذربایجانی و نسخه­ی­ زبان فارسی آزمون زبان‌‌پریشی دوزبانه استفاده شد‌‌. با توجه به یافته­های پژوهش، نوع زبان­پریشی بیمار اول در هر دو زبان زبان­پریشی بروکا تشخیص داده شد. زبان‌پریشی بیمار دوم در زبان ترکی آذربایجانی، از نوع زبان­پریشی بروکا و در زبان فارسی، زبان‏پریشی زیرقشری در نظر گرفته شد. بنابراین، بر اساس نوع زبان­پریشی و ناحیه­ی­ آسیب­دیده در مغز آزمودنی‏های این پژوهش، به نظر می‌رسد که وجود آسیب در بخش زیرقشری مغز در افراد دوزبانه، الزاماً به زبان­پریشی یکسان در زبان اول و دوم بیمار منجر نمی­شود. علاوه­ بر این، الگوی بازگشت زبانی بیمار اول الگوی موازی و الگوی بازگشت زبانی بیمار دوم، الگوی متمایز تشخیص داده شد. نتایج نشان دادند که تفاوت در عملکرد نحوی بیماران با آسیب زیرقشری، در چارچوب انگاره­­ی حافظه­ اخباری و راهبردی و نظریه­­ی عصبی­-زبان­شناختی دوزبانگی قابل تبیین است. در پایان، پیشنهادهای پژوهشی و آموزشی نیز ارائه گردیده است.