بررسی ابزارهای انسجام متون خوانداری و گفتاری «فارسی بیاموزیم» بر پایه انگاره هلیدی و حسن

نویسندگان

1 نویسنده ی مسئول، استادیار گروه آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه گنبد کاووس

2 استادیار گروه آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه گنبد کاووس

doi
10.30479/jtpsol.2019.8890.1375
چکیده

اکثر تحقیقات در چارچوب نقش گرایی هلیدی و حسن (1976)، صرفا به ارزیابی نحوه‌ی کاربست یک یا دو نوع ابزار انسجام بخشی متون آموزشی پرداخته‌اند. چنین نگاه محدودی مانع ارائه الگویی کاربردی از تمام ابزارهای انسجام بخشی این متون که هدف نهایی مطالعه حاضر است می‌شود. این پژوهش، با بررسی تطبیقی به مسئله کشف رابطه‌ی همبستگی تعداد ابزارهای انسجام‌بخشی با سادگی یا پیچیدگی متون خوانداری وگفتاری فارسی بیاموزیم (ذوالفقاری، غفاری و محمودی بختیاری،1387) از مجموعه کتاب‌های آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان پرداخته‌است. در همین راستا، ابتدا به روش نمونه‌گیری نظام‌مند، 9 درس از متون به‌صورت دو درس در میان در هر پایه (27 متن خوانداری و 27 متن گفتاری) انتخاب، دسته‌بندی و کدگذاری شد. سپس با بررسی و تحلیل کیفی و کمی مشخص شد که رابطه‌ی معنا‌داری بین بسامد چهار عنصر انسجام واژگانی، ارجاع، حذف و ربط و بالا رفتن سطوح پایه (مقدماتی تا پیشرفته) در متون خوانداری وجود دارد و روند تغییرات از نوع افزایشی است. اما در متون گفتاری تنها این رابطه برای دو عنصر انسجامی ربط و واژگانی معنا‌دار بود و روند تغییرات نیز نا‌منظم بود. به طور کلی، انسجام واژگانی پر‌بسامد‌ترین در حالی‌که حذف و جانشینی کم‌بسامد‌ترین در متون بررسی شده‌بودند. هر دو متن نیز، الگوی ترتیبی تقریباً مشابهی شامل انسجام واژگانی، ارجاع درون متنی، ربط، حذف و جانشینی داشتند که می‌تواند شاخصه‌ای برای ارزیابی و تدوین متون سطح‌بندی شده استاندارد آموزشی به حساب آید.