کاربرد نظریه انسجام متنی در تحلیل روابط انسجامی بین متون مختلف (اثر: طبقات صوفیه، ترجمه رساله قشریه، کشف المحجوب و تذکره الاولیا)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22075/jlrs.2018.11537.1041
چکیده

نظریة انسجام هالیدی، برای تعیین عوامل انسجام و میزان و درجة انسجام یک متن، از روی روابط معنایی بین جملات و بخش‌های مختلف خود آن متن به کار می‌رود؛ امّا یکی از کارکردهایی را که می‌توان برای این نظریه در نظر گرفت، تحلیل روابط انسجامی بین متون مختلف است. در واقع، مسئلة اصلی این پژوهش آن است که چگونه می‌توان همان‌گونه که برای تعیین انسجام یک متن، عوامل انسجامی بین جملات آن متن مورد بررسی قرار می‌گیرند و از روی آن‌ها میزان انسجام متن تعیین می‌شود، به طور مشابه، عوامل انسجام بین جملات متون مختلف را بررسی و از روی آن‌ها، میزان انسجام بین متون را تعیین کرد و با استفاده از تحلیل درصدهای عوامل انسجامی، نتایج و اطلاعات ارزشمندی را دربارة رابطة بین این متون به ‌دست آورد. این کارکرد از نظریه را نه خود هالیدی به آن اشاره کرده و نه تاکنون پژوهشی درمورد آن صورت گرفته است. در این مقاله، پس از معرفی نظریة انسجام، چهار روایت از افتادن ابوحمزه خراسانی در چاه در چهار اثر طبقات الصوفیه، ترجمة رسالة قشیریه، کشف المحجوب و تذکره الاولیاء، مورد بررسی قرار می‌گیرند و میزان ارتباط انسجامی این روایات با یکدیگر از طریق تعیین عوامل انسجام‌دهندة بین روایات، سنجیده می‌شود تا از این طریق بر اساس درصد عوامل انسجامی بین این روایات، میزان استفاده‌ و برداشت یک راوی از روایت‌های پیش از وی و نحوة به‌کارگیری آن روایات توسط وی تعیین گردند و به اطلاعات ارزشمند دیگری دربارة ارتباط بین این متون دست یابیم. نتایج حاصل از تعیین درصد کل عوامل انسجامی بین این چهار روایت نشان می‌دهند، ترجمة رسالة قشیریه با طبقات الصوفیه، بیشترین درصد انسجام را داراست، کشف المحجوب با ترجمة رسالة قشیریه انسجام بیشتری دارد تا با طبقات الصوفیه و تذکره الاولیاء با ترجمة رسالة قشیریه، بیشترین انسجام را دارد و با طبقات الصوفیه و کشف المحجوب، از انسجام یکسانی برخوردار است. مقایسة این نتایج و همچنین تعیین درصد عوامل انسجامی بین این روایات با توجه به نوع عامل انسجامی، نتایج ارزشمند دیگری را در اختیار ما می‌گذارد که در این پژوهش به آن‌ها اشاره می شود.