مقایسه روشهای کلاسیک و روشهای مبتنی بر اندازههای آماری پیکرهبنیاد در استخراج خودکار واژههای پایه علوم پزشکی به روش بسامدی
نویسندگان
1 دانشجوی زبانشناسی همگانی، دانشگاه پیام نور، ایران.
2 دانشیارگروه زبانشناسی همگانی، دانشگاه پیام نور، ایران.
3 دانشیارگروه زبانشناسی همگانی، دانشگاه پیام نور ، ایران.
doi
10.30479/jtpsol.2019.9257.1393چکیده
طی دو دههی اخیر با پیشرفت علم و فناوری، استفاده از روشهای پیکرهبنیاد در آموزش زبان و تدوین منابع درسی گسترش چشمگیری داشته است. پژوهش حاضر با هدف دستیابی به روشی خودکار در استخراج واژه از پیکرهها در زبان فارسی صورت گرفته است. برای دستیابی به هدف پژوهش روشهای بسامدشماری در دو گروه کلاسیک و روشهای مبتنی بر اندازههای آماری موردبررسی قرارگرفته و توانمندی هریک از که عبارتند از بسامدشماری پیکرهی عمومی، بسامدشماری پیکرهی تخصصی و روشهای بهبودیافتهی آنها موردمقایسه قرارمی گیرند. نتایج نشان میدهد که در روشهای کلاسیک با اعمال تکنیکهایی میتوان فرایند انتخاب واژههای تخصصی را بهبود بخشید و در این میان بهترین عملکرد مربوط به روش بسامدشماری بهبودیافته در پیکرهی تخصصی بوده است. روشهای بهکاررفته در پژوهش عبارتند از اطلاعات متقابل نقطهای و مجذور کا[1]. نتایج بهدست آمده برای این دو روش نیز قابلیت استفاده از روشهای بسامدشماری پیکرهبنیاد در زبان فارسی را مورد تأیید قرار میدهد. روش مجذور کا با استخراج %۳۲ واژهی تخصصی و روش اطلاعات متقابل نقطهای با استخراج %52 واژهی تخصصی، عملکرد مناسبی در تشخیص خودکار واژههای تخصصی از خود نشان میدهند. نتایج حاصل از اعمال این روشها روی پیکرهها و مقایسه آنها نشان میدهند که میتوان از روشهای مبتنی بر اندازهگیریهای آماری برای استخراج خودکار واژه در زبان بهره جست و به این ترتیب تحولی نوین در تهیه و تدوین متون آموزشی حاصل خواهد شد و آموزشدهندگان میتوانند به فهرست واژگانی دسترسی داشته باشند که دانستن آن برای زبان آموزانشان مفید و گاه ضروری است.