استعاره مفهومی در نظام فکری نعیم فراشری

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی

doi
10.22075/jlrs.2019.15877.1307
چکیده

از پیامدهای منفی مدرنیسم و اتکا به معرفت‌شناسی مدرنیته، جسدانگاری طبیعت مادّی است. انسان مدرن در این نزاع سود و بقا، نه‌تنها به تقابل با هم‌نوع خود پرداخته که طبیعت را به‌عنوان یکی از موانع انتفاع خویش تخریب می‌کند. در میان تلاش اندیشمندان حوزه‌های مختلف، بازخوانی اندیشه‌های شاعران و هنرمندان عارف‌مسلک می‌تواند راهبردی فرهنگی و معرفتی برای بازنگری در چنین بحران معرفتی در قبال محیط زیست باشد. این پژوهش به شیوة توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر رهیافت هرمنوتیکی با رویکردی بازخوانشی، اساس نظام فکری نعیم فراشری، شاعر بزرگ فارسی‌گوی آلبانی، را در باورداشت شعور کیهانی و جاندارانگاری جهان هستی واکاوی کرده است تا از این منظر به بازنمایی گزاره‌های بنیادین گفتمانی در جهان‌بینی و سبک شاعرانة وی بپردازد. از نتایج پژوهش برمی‌آید که نعیم فراشری با الهام از اصول معرفت‌شناسانة عرفان و تصوف ایرانی- اسلامی و بهره‌مندی از نظام فکری و هنری شعرای نامدار ایرانی، مانند عطار و مولوی در دیوان اشعار خود، به کمک استعاره‌های مفهومی، مانند «طبیعت، انسان و انسان طبیعت است»، با رویکردی پربسامد به خطاب دیالکتیک جاندارانگارانه با هستی پرداخته ‌است.