نگاهی نو به اوزان شعر فارسی از دیدگاه زبان‌شناسی و ریتم

نویسندگان

1 استادیار هنر دانشگاه تهران

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان

4 استادیار زبانشناسی همگانی دانشگاه سمنان

doi
10.22075/jlrs.2019.16987.1404
چکیده

این پژوهش، در پی آن است تا به‌جای آنکه اوزان شعر فارسی را بر مبنای قواعد عروضی بررسی کند، بر اساس آنچه فارسی‌زبانان می‌خوانند و درک می‌کنند، بسنجد. شناسایی هجاهای تکیه‌بر، از حوزۀ زبان‌شناسی و بررسی ریتمیک، از حوزۀ موسیقی، به این پژوهش کمک کرده است. با این فرضیه که میان قواعد عروضی شعر فارسی و نحوۀ خواندن آن توسط فارسی‌زبانان، تفاوت وجود دارد، تحقیق آغاز گردید. تعداد پنجاه بیت از شاعران سدة سوم تا پانزدهم هجری در پنجاه وزن گوناگون، گزینش شد. سپس به بیست نفر از کسانی که می‌توانستند شعر فارسی را درست بخوانند، داده شد و نتیجة خوانش آنان ضبط گردید. از خوانندگان خواسته شد شعر را موزون بخوانند و با زدن ضربه‌هایی روی میز، تأکیدهای وزن را نشان بدهند؛ چیزی شبیه کف‌زدن متناوب در جشن‌ها. حدود نهصد فایل صوتی مفید به‌دست‌آمده، پیاده‌سازی و تحلیل شد و محل تکیه‌های شعر، به ‌زعم خوانندگان مشخص گردید. سپس نتایج در الگوهایی دسته‌بندی و الگوی غالب مشخص و بر اساس آن، تقطیع پیشنهادی برای هر وزن ارائه شد. مشخص گردید که فارسی‌زبانان، مقوله‌ای به نام زحاف آغازین را درک می‌کنند و به کار می‌برند، تفکیک افاعیل عروضی را گاهی متفاوت از عروض سنّتی انجام می‌دهند، اوزان مختلف‌الارکان را در الگوهایی تکرارشونده می‌خوانند و در اوزان دوری، سکوت میانۀ مصراع را دقیقاً به اندازۀ نقرات باقی‌مانده از زحافات، رعایت می‌کنند.

کلیدواژه‌ها