شکلگیری ناحیۀ نوآوری با رویکرد علوم انسانی؛ بستر ایفای نقش دانشگاه در امر توسعه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس. تهران، ایران
2 استادیار گروه معارف اسلامی و مدیریت، دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق. تهران، ایران
doi
10.22034/MIU.2023.26.55چکیده
هدف: شکلگیری ناحیۀ نوآوری یکی از راهبردهای مؤثر در توسعۀ نوآوری و دانش فنّاورانه با رویکرد حل مسئله است. از سوی دیگر، همواره دغدغۀ بهرهمندی از علوم انسانی اجتماعی در امر توسعه وجود داشته، ولی نه از سوی جوامع دانشگاهی و نه از سوی لایۀ سیاستی و اجرایی، پاسخی درخور نیافته است. یکی از موانع این رخداد را نبود بستر مناسب ایفای نقش دانشگاه، به عنوان نمایندۀ جریان دانشی در امر توسعه میدانند و با اینکه نواحی نوآوری، نقشی مکمل در بسترسازی این امر داشته، ولی همچنان فعالسازی این ظرفیت و گسترش مفهومی آن در کشور، نیازمند اقدامات پژوهشی و اجرایی بیشتری است. روش: در پژوهش حاضر که با رویکردی کیفی انجامشده، علاوه بر مطالعات اسنادی، از ابزار مصاحبه برای گردآوری داده و از روش تحلیل مضمون برای تجزیهوتحلیل و طبقهبندی دادهها استفاده شده است و ضمن تلاش برای تبیین مفهوم ناحیۀ نوآوری و نگاههای رایج دربارۀ آن، به شناسایی عوامل مؤثر بر ایجاد این نواحی با تأکید بر علوم انسانی اقدام شده است. یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد عوامل قابل ذکر در شکلگیری این نواحی، فارغ از نوع رویکرد، در علوم انسانی نیز مشترک است؛ هر چند تمایزهایی نیز وجود دارد. مضامین اصلی شناساییشده برای شکلگیری یک ناحیۀ نوآوری، در هفت مضمون «زیرساختها (کیفیت مکان)»، «فرهنگی- اجتماعی»، «قوانین بالادستی و سیاستهای کلان»، «سرمایۀ انسانی»، «سرمایۀ غیر انسانی»، «ارتباطات» و «همگرایی و تجمیع» بیان شد، ضمن اینکه پیشنهادهایی برای توسعۀ رویکرد علوم انسانی در یک ناحیۀ نوآوری ارائه شد.