بررسی تأثیر تفکرات نیهیلیستی بر شکلگیری پلیدشهر در شعر سیمین بهبهانی و غاده السمان
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران.
3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران.
4 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران
doi
10.22126/jccl.2022.7737.2381چکیده
در تاریخ فرهنگ جهانی، همیشه ارتباط ژرفی میان فلسفه و ادبیات وجود داشته است. بعدها نیز با ظهور مکتبهای فلسفی چون نیهیلیسم، ایدههای فلسفی در ادبیات نقش اساسی و محوری ایفا کردند. نیهیلیسم به ایدئولوژی گفته میشود که معمولاً با نفی مطلق همراه است؛ لذا در آن معنای زندگی، هستی و بودن از بین میرود. این مکتب فلسفی اواخر سدۀ هجدهم و اوایل سدۀ نوزدهم گسترش چشمگیری پیدا کرد و به علوم گوناگون راه یافت. ادبیات پلیدشهری که با ادبیات آرمانشهری در تضاد است، در حقیقت بازتاب زندگی فردی و جامعۀ ناخوشایند و شرایط نامطلوب سیاسی، اجتماعی، فرهنگی خالقان این آثار ادبی است؛ لذا تفکرات، جهانبینی و حتی دلزدگیهای آنان را نیز دربرمیگیرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و براساس مکتب ادبیات تطبیقی آمریکا با هدف نشان دادن ارتباط مکتب فلسفی نیهیلیسم با ادبیات پلیدشهری، اشعار سیمین بهبهانی و غادهالسمان را مورد بررسی قرار دادهاست. نتیجه نشان میدهد؛ که بهبهانی و السمان خلق پلیدشهر را دستمایۀ مطلوبی برای بیان تفکرات نیهیلیستی خویش قرار دادهاند و ازآنجاییکه هر دو شاعر زن هستند، لذا معضلات و مشکلات زنان، آنان را بیشتر به سمت تفکرات نیهیلیستی سوق داده و به دنبال آن به خلق پلیدشهر روی آوردهاند؛ اما در اشعارالسمان بنابر تاریخچۀ زن عرب، اندیشههای نیهیلیستی و ترسیم پلیدشهر نمود بیشتری پیدا میکند. به طورکلی، هدف سیمین و غاده از ترسیم پلیدشهر، رسیدن به شهری آرمانی و ایدهآل است.